به بهانه اکران آنلاین «با من برقص»
روایت این دختران را بدون پیشداوری ببینید
مستند «با من برقص» به کارگردانی محمد صفا، روایتی از زندگی دو دختر همخانهای است که یکی نابینای مادرزاد و دیگری در حال از دست دادن بیناییست. صفا در این مستند از تضاد «چشم در برابر چشم» این دو شخصیت میگوید و تأکید میکند که نابینایی هرگز سوژه اصلی فیلم نبوده، بلکه رابطه، تفاوت نگاه به زندگی دغدغه ذهنی او بوده است.
به نقل از ایسنا، مستند «با من برقص» به کارگردانی محمد صفا، این روزها در یکی از پلتفرمها در حال اکران آنلاین است؛ فیلمی که روایتگر زندگی دو دختر همخانهی کمبینا و نابینا با نگاههای کاملاً متفاوت به زندگی و فقدان است.
آنچه در ابتدا یک سوژهی اجتماعی ساده به نظر میرسد، در این مستند به درامی عمیق دربارهی دوستی، ترس، امید و پذیرش تبدیل میشود.
در ادامه گفتوگوی ایسنا با محمد صفا، کارگردان این اثر را می خوانیم.
چه جرقهای باعث شد سوژهی زندگی این دو دختر نابینا و همخونهبودنشان به یک فیلم مستند تبدیل شود؟
محمد صفا: آشنایی من از طریق معرفی یکی از دوستان بود که با این دو خانم همخوابگاه بودند. ایشان فکر میکردند زندگی مستقل این دو نفر میتواند سوژهی خوبی برای مستند باشد. من حدود یک یا دو ماه بدون دوربین با آنها صحبت کردم تا اعتماد شکل بگیرد. اما نکتهای که من را جذب کرد، خود نابینایی نبود؛ رابطهی این دو نفر بود. دو دختر که هر دو با یک فقدان زندگی میکنند، اما کاملاً متفاوت به آن نگاه میکنند. یکی هیچوقت دنیا را ندیده و با زندگی آشتی کرده، دیگری در حال از دست دادن بینایی است و هنوز نمیتواند این اتفاق را بپذیرد. این تضاد برای من جذاب بود. من هیچوقت دوست نداشتم فیلمی دربارهی معلولیت بسازم؛ اگر راحله و فائزه نابینا هم نبودند، باز هم رابطه و تضاد نگاهشان به زندگی برای من ارزش فیلم ساختن داشت.
ضبط صدای این فیلم با توجه به اینکه دنیای قهرمانان شما از طریق صدا تعریف میشود، چه چالشی داشت؟
صفا: از همان ابتدا میدانستم که در این فیلم صدا فقط یک عنصر فنی نیست، بلکه بخشی از روایت است. چون شخصیتهای فیلم جهان اطرافشان را تا حد زیادی با صدا تجربه میکنند. تلاش کردیم صدای محیط، سکوتها و جزئیات زندگی را تا جای ممکن حفظ کنیم و کمتر سراغ موسیقی برویم تا مخاطب کمی به تجربهی شنیداری آنها نزدیک شود.
چقدر به صحنهها جهتدادید؟ آیا فیلمبرداری کاملاً مشاهدهگر بود یا در برخی لحظات برای خلق صحنههای رقص و حرکت، از آنها خواستید کاری را تکرار کنند؟
صفا: نگاه من بر پایهی مشاهدهگری بود و دوست نداشتم چیزی را به زندگی این دو نفر تحمیل کنم. اما طبیعتاً در یک مستند همیشه لحظههایی هست که برای ثبت بهتر تصویری، ممکن است از شخصیتها بخواهی کاری را که قبلاً انجام دادهاند، دوباره انجام دهند؛ نه اینکه اتفاق جدیدی خلق کنند. حتی دربارهی «رقص»، اصل ماجرا واقعی بود؛ علاقهی راحله به یادگیری رقص از زندگی خودش آمده بود و ما فقط تلاش کردیم آن را ثبت کنیم.
فیلم پر از حرکت و رقص است. چطور توانستید با دوربین، این ریتم را در فضای بستهی آپارتمان به تصویر بکشید، بدون اینکه مزاحم صمیمیت آنها شوید؟
صفا: آپارتمان کوچک بود و گروه ما هم خیلی بزرگ نبود. سعی کردیم آنقدر حضورمان کمرنگ باشد که بعد از مدتی خودشان دوربین را فراموش کنند. چون اگر احساس میکردند مدام زیر نگاه دوربین هستند، آن صمیمیت از بین میرفت.
در نگاه اول فیلم دربارهی زندگی دو فرد نابیناست، اما خیلی زود به فیلمی دربارهی تنهایی، همزیستی و وابستگی عاطفی تبدیل میشود. وجه تمایز زندگی این دو دختر با هر همخانهی دیگری چیست؟
صفا: وجه تمایز این دو نفر فقط نابینا یا کمبینا بودنشان نیست. چیزی که رابطهی آنها را خاص میکند، این است که هر کدام در مرحلهی متفاوتی از زندگی ایستادهاند. راحله نابینایی را از ابتدا به عنوان بخشی از هویتش پذیرفته، اما فائزه هنوز در حال سوگواری برای از دست دادن بیناییاش است. راحله برای فائزه فقط یک همخانه نیست؛ تصویری از آیندهای است که ممکن است خودش به آن برسد. از طرف دیگر، این رابطه یکطرفه نیست؛ فائزه هم باعث میشود راحله دوباره به زندگی، آرزوها و انتخابهای خودش فکر کند. این دو نفر مدام روی هم اثر میگذارند و به همین دلیل رابطهشان زنده و پویاست. شاید اگر هر کدام با فرد دیگری همخانه بودند، فقط دو نفر بودند که زیر یک سقف زندگی میکنند؛ اما اینجا هر روز زندگی آنها تبدیل به گفتوگویی دربارهی ترس، امید، آینده و پذیرش میشود.
در بخشهایی از فیلم شاهد تلخیها و چالشهای روزمره هستیم، اما نام فیلم «با من برقص» است. این تناقض (رقص در دل سختی) دقیقاً چه چیزی را به مخاطب منتقل میکند؟
صفا: اسم «با من برقص» شاید در نگاه اول با فضای فیلم در تضاد باشد، اما برای من دقیقاً از دل همین تضاد به وجود آمد. رقص در این فیلم فقط یک حرکت فیزیکی نیست؛ یک جور انتخاب است. انتخاب اینکه با وجود ترس، فقدان و سختی، زندگی را متوقف نکنی. راحله هیچوقت نور را ندیده اما همچنان دنبال تجربههای تازه است؛ در مقابل، فائزه درگیر ترس از آینده است. انگار یکی به سمت زندگی حرکت میکند و دیگری در آستانهی ایستادن است. دوست داشتم مخاطب بعد از دیدن فیلم، رقص را نه بهعنوان یک هنر، بلکه بهعنوان استعارهای از زیستن ببیند؛ اینکه حتی در دل تاریکی هنوز میشود با زندگی همراه شد. عنوان «با من برقص» برای من بیش از هر چیز یک دعوت به زندگی است.
بعد از اکران فیلم، واکنش خود این دو دختر به دیدنِ خودشان بر روی پرده چه بود؟ با توجه به اینکه نمیتوانستند فیلم را ببینند، این مواجهه از طریق صدا و روایت دیگران برایشان چگونه رقم خورد؟
صفا: تجربهی جالبی بود. قبل از اکران عمومی، بعد از اتمام تدوین، فیلم را برای راحله و فائزه نمایش دادم و خوشبختانه هر دو فیلم را دوست داشتند و احساس کردند روایت صادقانه و نزدیک به زندگی واقعیشان است. اخیراً هم به همت انجمن آرپی، فیلم گویاسازی شده تا مخاطبان نابینا نیز بتوانند آن را به طور کامل تجربه کنند.
اگر بخواهید یک توصیهی سینمایی به مخاطبانی بدهید که شاید چنین فیلمی را تاریک و غمانگیز تصور میکنند، چه میگویید؟
صفا: همیشه دوست داشتم مخاطب به جای اینکه برای شخصیتهای فیلم دلش بسوزد، با آنها همدلی و همذاتپنداری کند. این دو نفر با وجود همهی سختیها قربانی نیستند؛ آدمهایی هستند که هر روز برای ساختن زندگیشان تلاش میکنند. توصیهام این است که فیلم را بدون پیشداوری ببینید و اجازه دهید راحله و فائزه خودشان شما را وارد دنیایشان کنند. مطمئنم در پایان فیلم، بیشتر از اینکه نابینایی را به یاد داشته باشید، شخصیت و رابطهی این دو نفر در ذهنتان میماند.
در ادامه تیزر این مستند را ببینید:
پربیننده ترین
- ● وقتی خلبان آمریکایی اسیر یک نوجوان شد/قصه «شکارچی» از وطن و همدلی
- ● نشست خبری خانه سینما
- ● از سالنهای تاریک تا روشنای پرده
- ● برد پیت و چالش یک نقش
- ● واکنش هنرمندان به درگذشت سیروس ابراهیمزاده
- ● 2 فیلم جدید پروانه نمایش گرفتند
- ● حضور اوج با 5 اثر در جشنواره فیلم کوتاه تهران
- ● ادای دین دو بازیگر به زادگاهشان
- ● کارگردان «برادرم خسرو» اولین سریالش را میسازد/ «کد ۱۰۰» کلید خورد
- ● مرگ یک بازیگر در ۴۳ سالگی
- ● پیام رئیس سازمان سینمایی به جشنواره فیلم کودک و نوجوان/جایی برای امید
- ● آخرین وضعیت امیر نوری در بیمارستان
- ● حسین کیانی، زهرا صبری، قطبالدین صادقی در تئاترشهر
- ● تلاش برای بازگرداندن پیکر سیروس ابراهیمزاده به ایران؛خاکسپاری در وطن
- ● روایت بهرام عظیمی از «تهران ۱۵۰۰» ، پدرش، هدیه تهرانی و چند ماجرای دیگر
آخرین اخبار
- ● سلبریتیها مانع دیده شدن برخی آثار!
- ● آمیتاب باچان و ۸۴ سالگی
- ● مجید مجیدی: همه ویرانیها را خواهیم ساخت
- ● مینا ساداتی در «مادرزاد»
- ● همه حرفهای بهروز شعیبی درباره یک رویداد / «سال عجیبی را گذراندیم»
- ● نیکلاس کیج به «کارآگاه حقیقی» میپیوندد
- ● واکنش محسن تنابنده، زهرا داودنژاد و بهرنگ علوی به یک توهین
- ● «پرواز 655» دهنمکی با هوش مصنوعی ساخته میشود
- ● وعدهای برای جشنواره کودک و نوجوان سال آینده
- ● روبیو و ادعای تمدن؟ یک «وسترن» و «گاوچران» با پایانبندی دلخواه
- ● ویدیو | یک جشنواره غیررقابتی برای «تهران - مبارک»
- ● بازگشت «جنگیر» با اسکارلت جوهانسون + فیلم
- ● ۵ فیلم پرمخاطب سینما و انتشار تصویر متفاوت رضا عطاران
- ● کاهش تدریجی فروش سینما/دوفیلم جدید کمکی به بهبود شرایط میکنند؟
- ● بهمن دان: سینمای مقاومت به فیلمنامه قوی و پژوهش نیاز دارد

