کدخبر: ۱۷۱۷
۰۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۰۳
چاپ
لینک کپی شد

روایت بهرام عظیمی از «تهران ۱۵۰۰» ، پدرش، هدیه تهرانی و چند ماجرای دیگر

بهرام عظیمی، سازنده «تهران ۱۵۰۰»، از خاطرات اکران این انیمیشن می‌گوید؛ از گریه‌اش پای فیلم در برج میلاد تا اکران مردمی که پدرش اشک ریخت و او را در آغوش گرفت.

به نقل از ایسنا، در چند سال اخیر در کشورمان شاهد ساخت انیمیشن‌های بلند سینمایی بودیم، آثاری که اکثراً از نظر تکنیک استانداردهای بالایی دارند و در جذب مخاطب هم موفق بوده‌اند. یکی از قدیمی‌ترین فیلم‌های بلند سینمای انیمیشن ایران که سال‌ها پیش هنرمندان این عرصه را به موفقیت امیدوار کرد، انیمیشن «تهران ۱۵۰۰» بود، اثری خاص با حضور ستاره‌های سینما که در زمان اکرانش (بیش از یک دهه پیش) مورد توجه قرار گرفت.

بهرام عظیمی سازنده این انیمیشن که تا پیش از آن با آثار کوتاه تلویزیونی به محبوبیت رسیده بود، پس از ساخت «تهران ۱۵۰۰» مسیری را پیش روی انیمیشن‌سازهای جوان‌ترسیم کرد که امروز شاهد خروجی آن هستیم.

در آستانه برگزاری سی‌وهشتمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان که آثار پویانمایی یک بخش جدی و هرساله در آن است، با این چهره سرشناس انیمیشن گفت‌وگو کردیم، هم درباره ساخت و اکران «تهران ۱۵۰۰» هم تجربه حضورش در جشنواره‌ای مختص کودکان و نوجوانان.

عظیمی درباره اولین خاطره اش از سینما رفتنش گفت: دقیق خاطرم نیست اولین باری که سینما رفتم چه فیلمی بود. در زمان کودکی، ما شمال در گیلان، لنگرود و اطراف شهر کومله زندگی می‌کردیم. از آنجا برای سینما به تهران می‌رفتیم. پدرم عاشق سینما بوده و هست و ما شاهد این علاقه بودیم. من آن سال‌ها فیلم‌های زیادی دیدم که رویم تاثیر گذاشت، مثلاً فیلمی داشتیم به اسم «عمو سیبیلو»، فیلم مخصوص کودک و نوجوان که خیلی خاص و عجیب‌وغریب و البته باحال بود؛ یک کارِ ایرانی که از طرف مدرسه ما را به سینما بردند. ولی حقیقتش این است که فیلم‌هایی که روی من خیلی تأثیر گذاشت، مجموعه فیلم‌های بروس‌لی مثل «اژدها وارد می‌شود»، «راه اژدها» و «رئیس بزرگ» بود. من همیشه می‌گویم یکی از افتخارات زندگی من این است که فیلم‌های بروس‌لی را روی پرده سینما دیدم و این خیلی لذت‌بخش بود.

از تعمیرگاه مکانیک تا انیمیشن / ماجرای آگهی روزنامه کیهان که زندگی‌ام را تغییر داد!

این هنرمند درباره اینکه چه شد که به سمت انیمیشن رفت، یادآور شد: خیلی اتفاقی بود. یک آگهی در روزنامه کیهان سال ۱۳۷۱ منتشر شد. آن موقع من دانشجو بودم. در کتابخانه نشسته بودم که یکی از دوستان گفت روزنامه کیهان یک آگهی منتشر کرده و کاریکاتوریست می‌خواهد. من آن موقع کاریکاتور می‌کشیدم که چندان حرفه‌ای نبود ولی شغلی هم نداشتم و رفتم تست دادم. نزدیک ۲۰۰ نفر بودیم و من جزو ۱۰ نفری بودم که پذیرفته شدم و ۱۴ یا ۱۵ فروردین ۱۳۷۲ وارد کار انیمیشن شدم.

عظیمی در پاسخ به اینکه در دوران نوجوانی با جوانی چقدر احتمال می داده که انیمیشن ساز شود؟ گفت: پیش از آن ماجرا اصلاً فکر نمی‌کردم به انیمیشن روی بیاورم. من در دانشگاه هنر، تحصیل می‌کردم و رشته‌ام صنایع دستی بود. هم کار هنری داشتم و در عین حال همیشه دوست داشتم یک تعمیرگاه داشته باشم. چون عشق ماشین هستم، عشق مکانیکی هم داشتم. دیپلم اتومکانیک گرفتم و اصلاً فکر نمی‌کردم به سمت انیمیشن بیایم.

البته الان پشیمان نیستم. بعدها دیدم همان عشق ماشین بودن، همان علاقه به تعمیرگاه و رانندگی و این چیزها، در انیمیشن خیلی به من کمک کرد. مخصوصاً زمانیکه انیمیشن‌های «سیا ساکتی»، «داوود خطر» و... را می‌ساختم، از تمام تجربه زندگی‌ام، مخصوصاً در رانندگی، رفیق‌بازی و... استفاده کردم. همه آن عشق و علاقه به رانندگی و ماشین و... را به دل قصه ها آوردم و در کارهایم استفاده کردم و مردم هم خوششان آمد.

«سندباد» دانشگاه تخیل من بود / انیمیشن‌های قدیمی چقدر تأثیرگذارتر بودند!

عظیمی در بخشی دیگر در پاسخ به اینکه از بین انیمیشن های پخش شده در دهه ۶۰ و ۷۰ کدام بیشتر در ذهنش باقی مانده است؟ یادآور شد: من سال ۶۳ حدود ۱۸ سال داشتم یعنی در دهه ۶۰ و ۷۰ یک آدم بزرگ حساب می‌شدم که حالا شاید خیلی علاقه به کارتون نداشتم، ولی با تمام این حرف‌ها، اگر بخواهم بهترین مجموعه انیمیشنی که در زندگی‌ام دیدم اسمش را بگویم، «سندباد» است. اصلاً مجموعه «سندباد» شگفت‌انگیز بود. من تا حالا روی دستش مجموعه انیمیشن ندیدم. پینوکیو را می‌دیدیم، پلنگ صورتی و این‌ها را می‌دیدیم؛ ولی سندباد چیز دیگری بود. درسی که من از مجموعه «سندباد» گرفتم، در زمینه تخیل‌پردازی مثل یک دانشگاه بود. البته در میان انیمیشن‌های قدیمی آثار خوب و تأثیرگذار خیلی زیاد بود. تعدادش مثل الان نبود، تعداد انیمیشن‌هایی که این سالها تولید می‌شود، بسیار بیشتر است. ولی انیمیشن‌های قدیمی خیلی تأثیرگذارتر بود و مثل کارهای جدید شلوغ و پر از صحنه‌های اکشن عجیب وغریب نبود.

پنج سال ساخت «تهران ۱۵۰۰» و اشک‌هایی که در برج میلاد ریختم / صندلی خالی نبود، به دیوار تکیه دادم و گریه کردم!

عظیمی در پاسخ به این نقطه نظر که تخیل پردازی در پروژه تهران ۱۵۰۰ نمود داشت، گفت : «تهران ۱۵۰۰» یک انیمیشن بلند بود که پنج سال طول کشید و کار کردنش خیلی سخت بود. این اثر شاید تنها انیمیشن من باشد که تخیلی است. من عاشق انیمیشن‌های واقع‌گرایانه‌ام؛ عاشق انیمیشن‌هایی هستم که درباره زندگی روزمره و اتفاقاتی باشد که در زندگی جاری می‌شود. «تهران ۱۵۰۰» فیلمی درباره آینده بود، ولی اگر هر کسی آن را دیده باشد، می‌داند که در همان آینده، هر اتفاقی که شکل می‌گرفت، باز به نوستالژی ربط داشت. در حقیقت بسیاری از چیزهایی که در فیلم آینده‌نگرم کار کرده بودم، برای این‌که جذاب باشد، باز هم به گذشته ربط داشت. مخصوصاً زندگی حال و به نوعی آینده‌نگری من ادامه همان راه‌های قبلی بود.

عظیمی درباره بازیگران تهران ۱۵۰۰ توضیح داد:مهران مدیری، هدیه تهرانی، بهرام رادان، محمدرضا شریفی‌نیا، حسام نواب صفوی، گوهر خیراندیش، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی و ماشاالله شاه‌مرادی از بازیگران این پروژه بودند. انتخاب بازیگران ما هم با آقای حبیب رضایی بود. و خدا را شکر همه پذیرفتند در کار حضور داشته باشند. حتی خانم هدیه تهرانی. آن موقع که ما رفتیم با ایشان صحبت کردیم، چند سال بود که اصلاً فیلم کار نمی‌کرد. اما وقتی داستان را دید و فهمید که نقش کاراکتر انیمیشن را دارد نقش را پذیرفت و فیلم ساخته شد.

او درباره فروش فیلمش که بیش از ۳ میلیارد بود،نیز خاطرنشان کرد: همه می‌گفتند که خیلی سود کرده‌ایم، ولی آن زمان ما دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان هزینه کرده بودیم و در اصل هیچ سودی نکردیم نزدیک به آن میزان پولی که هزینه کرده بودیم، درآمد داشت. آن سال هزینه تولید فیلم‌های سینمایی با بازیگران مطرح و معروف، ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان بود، پس کاری که دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون هزینه‌اش شده، خیلی گران بوده است.

خاطرات بهرام عظیمی از اکران «تهران ۱۵۰۰» / هدیه تهرانی تا یک و نیم شب ماند و دیالوگ گفت

من از «تهران ۱۵۰۰» راضی نیستم / ضعف کارگردانی من بود، همه نقدها درست بود!

کارگردان تهران 1500 در پاسخ به اینکه چقدر خودش از ساخت این فیلم راضی است، توضیح داد:ای‌کاش بهتر درمی‌آمد. من از خروجی «تهران ۱۵۰۰» راضی نیستم و معتقدم کار به خاطر ضعف کارگردانی من لطمه خورد. من کارگردان فیلم‌های کوتاه بودم. همیشه می‌گفتم کار دو دقیقه‌ای، سه دقیقه‌ای؛ با همه شرایطی می‌سازم و کسی نمی‌تواند انیمیشن دو، سه دقیقه‌ای جذاب‌تر از من بسازد. تا پنج دقیقه، ۱۰ دقیقه هم قطعا خوب می‌سازم، آن زمان فکر می‌کردم کار سینمایی ۹۰ دقیقه ای یعنی کنار هم قرار گرفتن آثار کوتاه پنج دقیقه و ۱۰ دقیقه‌ای ولی این‌طور نیست. فیلم سینمایی، اصول دارد، البته که فیلم ما داستان خیلی خوبی داشت ولی به خاطر عدم تجربه، توانایی جذاب‌تر کردنش را نداشتم. ولی خدا را شکر، بالاخره یک فیلمی شکل گرفت که بعد از آن، جریان ساخت انیمیشن سینمایی در مملکت ما جدی شد.

هدیه تهرانی تا یک و نیم شب ماند تا دیالوگ‌ها را دوباره بگوید / همه بازیگران پرانرژی و باحال بودند!

عظیمی درباره اینکه کدام یک از بازیگران بیشتر با فضای کار ارتباط گرفته‌اند نیز گفت: واقعاً همه بازیگران ما خیلی باحال و پرانرژی بودند و دوست داشتند این کار به نتیجه برسد. من چون با این بازیگرها کار نکرده بودم، از کارگردان‌های دیگر آمارشان را می‌گرفتم که آقا مثلاً فلان بازیگر، در کار چطور رفتار می‌کند، اذیت می‌کند یا نه؟ ولی در پروژه ما اصلاً این‌طوری نبود. همه‌شان خیلی جذاب و باحال بودند، موقع کار کردن خیلی دوست‌داشتنی و باانرژی کار می‌کردند. مثلاً یک بار خانم تهرانی قرار بود ساعت ۱۱ صبح برای دوبله بیایند که ساعت ۹ صبح آمدند. بعد ما ساعت چهار بعدازظهر کارمان تمام شده بود. همه‌مان هم راضی بودیم، ولی خانم تهرانی گفت: «نه، من یک بار دیگر می‌خواهم همه این‌ها را بگویم.» گفت یک جاهایی حسم خوب نبوده و از اول بگیریم. ایشان تا ساعت یک، یک‌ونیم صبح ماندند و دوباره دیالوگ‌ها را گفتند و کلی اتفاق باحال و خلاقانه برای کاراکتر رخ داد که کار را جذاب تر کرد.

خاطرات شیرین و اشک آلود اکران «تهران ۱۵۰۰» / پدرم گریه کرد و مرا در آغوش گرفت!

عظیمی با یادآوری زمان اکران فیلمش گفت:آن پنج سال ساخت «تهران ۱۵۰۰» یک طرف، اتفاقاتی که در زمان اکران هم افتاد یک طرف دیگر، ماجراهایی که بخشی را هرگز یادم نمی‌رود. اولین اکران فیلم در جشنواره فجر در برج میلاد بود. من سال‌های زیادی به برج میلاد می‌رفتم و آثار کارگردان‌های دیگر را می‌دیدم، در جلسات نقد و بررسی شرکت می‌کردم و فعالیت‌های مختلفی در جشنواره فجر داشتم. اما حالا فیلم خودِ من آنجا اکران می‌شد.

در جشنواره آن سال دو فیلم اکران شد که سالن حتی در راه پله‌ها هم جایی برای نشستن نداشت که یکی فیلم ما بود، دیگری را در خاطرم نیست. وقتی به عنوان کارگردان به سالن رسیدم، دیدم اصلاً صندلی خالی در سالن وجود نداشت. یک گوشه به دیوار تکیه دادم و فیلم را دیدم، حتی بهرام رادان و دوستانش هم آمده بودند و صندلی نداشتند.

خاطرم هست فیلم شروع شد و تقریباً همه به بخش‌های مختلف می‌خندیدند و جو حاکم در آن سالن پر از اشتیاق بود. شاید تنها کسی که آنجا گریه می‌کرد، من بودم. با دیدن تک‌تک پلان‌ها و سکانس‌ها، یاد پنج سال گذشته می‌افتادم؛ این‌که چگونه پروژه را تولید می‌کردیم، بعد در ذهنم عقب‌تر می‌رفتم، یاد جوانی خودم، کودکی‌ام، این‌که چطور از عشق و علاقه به ماشین به سمت انیمیشن آمدم و دیگر خاطرات افتادم. به یاد همه سختی‌هایی که کشیدم، گریه می‌کردم و این گریه برای من خیلی لذت‌بخش بود.

او یادآور شد:خاطره‌ای از حضورم در یک اکران مردمی در یکی از سینماهای جنوب شهر دارم که خانواده‌ام را به سینما بردم. پدر، مادر، برادر، خواهر و کل فامیل که می‌خواستند فیلم را ببینند، همراه ما بودند و آن روز هم سالن خیلی شلوغ بود. اتفاق جذاب این بود که همه فیلم را تماشا می‌کردند و من یک جا ایستاده بودم و به پدر و مادرم نگاه می‌کردم.

جالب بود که می‌دیدم پدر و مادرم فیلم را نگاه می‌کنند، ولی می‌دانستم آن‌ها هم در آن لحظه خیلی درگیر قصه فیلم نیستند بلکه درگیر سازنده فیلم هستند. درگیر این‌که این فیلم را پسرشان همان بهرام کوچولو که همیشه عشق نقاشی بود، ساخته است. جدا از این در فیلم نشانه‌هایی وجود دارد از زندگی شخصی و گذشته من که پدر و مادرم همه آن نشانه‌ها و اتفاق‌ها را می‌فهمیدند و این برایم خیلی لذت‌بخش بود. مخصوصاً آخر فیلم که پدرم گریه کرد و مرا در آغوش گرفت خیلی صحنه جذابی بود.

کارگردان تهران ۱۵۰۰ درباره نقدهایی که درباره فیلمش مطرح شده است، یادآور شد:راستش من اصلا از هیچ نقدی درباره فیلم ناراحت نشدم و هر کسی که فیلم «تهران ۱۵۰۰» را نقد کرد و هر ایرادی گرفت، درست بود؛ صددرصد درست بود. یادم هست همان سال در زمان اکران به برنامه «هفت» رفتم که آن زمان محمود گبرلو مجری اش بود. در اواسط بحثی که داشتیم گبرلو گفت: «عظیمی، تو الان باید از کار خودت دفاع کنی. منتقد دارد از تو تعریف می‌کند و تو هی داری می‌زنی تو سر خودت و کارت.» من خودم انتقاد داشتم نسبت به فیلمی که ساخته بودم پس هیچ‌کسی نتوانست با انتقاد یا با گیر دادن، اشک من را دربیاورد!

خاطرات بهرام عظیمی از اکران «تهران ۱۵۰۰» / هدیه تهرانی تا یک و نیم شب ماند و دیالوگ گفت

۳۰ سال حضور عجیب در جشنواره کودک / از کاریکاتور کشیدن برای بولتن تا داوری و مهمان افتخاری!

عظیمی در آستانه جشنواره فیلم کودک و نوجوان و سال‌ها حضورش در این رویداد یادآور شد: سابقه حضور من در جشنواره خیلی عجیب وغریب است. بعید می‌دانم کسی مدل من در جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان حضور داشته باشد. من تا حالا در جشنواره کودک فیلم نداشته ام، اما سال‌ها در این رویداد بوده ام. ۳۰ سال پیش، یکی از عوامل بولتن جشنواره بودم و برای بولتن هر روز کاریکاتور می‌کشیدم. چند در بولتن بودم و بعد ازاینکه در حرفه ام بیشتر کار کردم، چند دوره کارگاه برگزار کردم و بعد هم داور بودم. چند بار نیز مهمان افتخاری این رویداد بودم، ولی از ۳۰ سال قبل تا امروز، خیلی ماجراها در این جشنواره دیده ام و می‌دانم در چه حدی بزرگ است، می‌دانم در چه حدی جذاب است و چه جایگاهی دارد.

فیلمسازان ما منتظر دست زدن بزرگترها هستند! / چرا سینمای کودک را جدی نمی‌گیریم؟

عظیمی معتقد است : جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان جشنواره بزرگی است. خیلی از کارگردان‌های ما هنوز این را درک نکرده‌اند. چرا؟ به خاطر این‌که خیلی از فیلم‌سازهای ما دوست دارند آدم‌بزرگ‌ها برایشان دست بزنند. دوست دارند وقتی در اختتامیه یک رویداد سینمایی روی سن می‌روند و جایزه می‌گیرند، جمعیتی که برایشان دست می‌زند، حتما در رویدادی مثل اختتامیه جشنواره فجر باشند.

به نظرم خیلی از کارگردانان هستند که توانایی ساخت فیلم کودک و نوجوان را دارند، خیلی خوب هم می‌توانند بسازند، ولی خیلی سراغ کار کودک نمی‌روند چون دوست دارند مخاطبشان بزرگسال باشد. احساس می‌کنند مخاطب بزرگسال است که دغدغه دارد، یا از مضمون فیلمشان یک مفهومی درمی‌آورد، یا اصلاً مخاطب بزرگسال است که می‌تواند این افراد را از آن چیزی که هستند معروف تر کند. ولی ما به سینمای کودک مخصوصاً در این روزها به شدت احتیاج داریم.

بچه‌ها با انبوه انیمیشن‌های جذاب جهانی بمباران می‌شوند / ساختن فیلم برای کودکان بسیار سخت است

او همچنین درباره سختی کار فیلم سازی برای بچه ها نیز گفت: ساختن فیلم برای کودک و نوجوان سخت است. خیلی از فیلم‌هایی که مثلا در جشنواره می‌بینید و آثاری خوبی هم نیست، به خاطر این است که برخی از کارگردان‌ها قضیه را خیلی سبک می‌گیرند. مثلا می‌گویند «بچه است دیگر، حالا فلان چیز را کم می‌گذاریم، یا فلان کاراکتر توی گِل زمین می‌خورد و بچه‌ها می‌خندند.» این در صورتی است که بسیار سخت است که شما بخواهید دل کودک و نوجوان را به دست بیاورید، چون آن‌ها با انبوهی از فیلم و انیمیشن جذاب در سطح جهان بمباران می‌شوند. کار کردن برایشان خیلی سخت است، ولی بسیاری از فیلم‌سازهای درجه یک ما با وجود اینکه توانایی ساخت این آثار را دارند، ولی نمی‌سازند و در این حوزه کار نمی کنند.

عظیمی در پاسخ به اینکه چرا یک زمانی فیلم سازان بزرگ همچون کیارستمی سراغ سینمای کودک می رفتند اما الان اینگونه نیست، گفت: یک زمانی خروجی کارت کجا دیده می‌شد؟ فیلم‌ساز جوانی که می‌خواست یک فیلم بسازد، نهایت آرزویش این بود که اثرش در سینما اکران شود یا در جشنواره به نمایش درآید. به نظرم باید این نگاه تغییر کند. اگرچه ما در کشورمان جشنواره‌های خوب و معتبر زیادی داریم اما امروز همه چیز تغییر کرده. یک بار مثلاً در اینستاگرام نگاه کنید، کارگردان درجه یک سینما که در اینستاگرام صفحه دارد، چند تا فالوور دارد، بعد بروید سراغ آن‌هایی که اصلاً به سینما و تلویزیون این‌ها کار ندارند و زندگی‌شان در همان اینستاگرام است، آن وقت فالوورهای آن‌ها را ببینید.

خیلی وقت‌ها برای یک هنرمند، خوب دیده شدن مسئله است. یعنی من دوست دارم دیده شوم. منِ بهرام عظیمی، دوست دارم انیمیشن بسازم، کارتون بکشم، کاریکاتور بکشم و دیده شوم. فکر می‌کردم جایش فقط تلویزیون و سینماست. الان می‌بینم نه، جایش در موبایل است، جایش در اینستاگرام است. این مسئله باعث شده بسیاری از کسانی که امروز می‌توانند سراغ فیلم‌های کودک و نوجوان بروند، بی‌خیال سینما و تلویزیون شده‌اند.

جشنواره کودک مهم‌ترین رویداد سینمایی است / اگر برایش کار بسازی، کار مهمی کرده‌ای!

این کارگردان انیمیشن گفت:جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان، جشنواره بسیار بسیار مهمی است. منتها خیلی از فیلم‌سازها قدرش را نمی‌دانند. یک جشنواره‌ای که اگر برایش کار بسازی کار مهمی انجام دادی. جشنواره کودک و نوجوان هم برای یک‌سری آدم‌ها خیلی مهم است. مثلاً من دوستانی دارم که فیلم‌سازند و عشق‌شان این است که یک فیلمی بسازند تا بچه‌ها در این رویداد ببینند، این افراد واقعاً دغدغه کودک و نوجوان دارند.

جالب این است که بسیاری از این هنرمندان بچه کوچک هم دارند و بچه‌هایشان این کمبود را حس می‌کنند. به نظرم دو مسئله اصلی درباره این جشنواره وجود دارد. یکی این‌که مهم‌ترین چیز، فیلم‌هایی است که برای جشنواره ارسال می‌شود. هر سال باید ببینیم چه فیلم‌های خوبی وجود دارد که می‌توان روی اکران آن‌ها در سال بعد حساب کرد و چقدر خوب است که خروجی فیلم‌های خوب این جشنواره خیلی زیاد باشد. یعنی بعد از این‌که جشنواره برگزار شد، در طول سال بعد یا دو سال بعدش، ما تعداد زیادی فیلم جذاب داشته باشیم که از دل این جشنواره بیرون آمده باشد و برای مردم اکران شود. نکته دوم هم به نوع برگزاری جشنواره برمی‌گردد. درست است که ستاد جشنواره در تهران است اما این رویداد در شهرهای مختلف برگزار شده است. این جشنواره در چند سال اخیر در اصفهان بوده و باید بهتر از چیزی که امروز وجود دارد در این شهر دیده شود.

آخرین اخبار