در آستانه روز سینما؛ همه دغدغههای یک رئیس
اظهارات عسگرپور درباره پروانه ساخت، احضارها و طرح نفوذ
محمدمهدی عسگرپور گفت: آرزوی ما در سینما زیاد بلندپروازانه نیست: اینکه همکاران بتوانند با شرایطی نسبتاً عادلانه (نه ایدهآل مطلق) کار کنند. متأسفانه این فضا روزبهروز محدودتر میشود، هم در حوزه نظری هم عملیاتی؛ جریانات دیگری هم وارد سینما میشوند که برخی میگویند حتی پولشویی هم در میان است. این حوزه تنظیمگر مشخصی ندارد.
به نقل از ایسنا، محمدمهدی عسگرپور -سینماگر و رئیس هیات رئیسه خانه سینما- با حضور در استودیو ایسنا، در آستانه ۲۱ شهریور ماه روز سینما به بررسی وضعیت سینما در شرایط کنونی، چالشهای صنفی پیشروی سینماگران و عملکرد نهادهای متولی، وضعیت احضار سینماگران، چالشهای شورای پروانه ساخت پرداخت و تاکید کرد، «اگر اصلاحات اساسی در نظام صدور مجوزهای سینمایی صورت نگیرد، خانه سینما در شرایط فعلی، نمایندهای برای حضور در شورای پروانه ساخت معرفی نخواهد کرد.»
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
با توجه به شرایط کنونی جامعه، حال و روز سینما را چگونه ارزیابی میکنید؟
احتمالاً وارد هر حوزهای بشوید، حالی دریافت میکنید که برآیندش مثبت نیست. در سینما فقط این نیست، مسائل دیگری هم هست که ریشهدارتر است. حتی در زمانهایی که بخشی از این مشکلات اینقدر وجود نداشت، در مصاحبهها بعضی از همکاران ما میگفتند حال سینما خوب نیست. اگر در سایتها جستجو کنید، بعضی وقتها این جملات در زمانی گفته شده که مشکلات اجتماعی و سیاسی ما به اندازه امروز حاد نبوده است.
این یک مشکل قدیمی است که باید دربارهاش صحبت شود که چرا این وضعیت همچنان پابرجاست. البته امروز بحرانهای جدی چند سال اخیر، بهویژه یک سال گذشته، بر دشواریهای پیشین افزوده است. هر جا تولیدی، بهویژه با جنبه هنری که به روحیات افراد بازمیگردد، بخواهد شکل بگیرد، موضوع سادهای نیست. شما صبح از خانه بیرون میآیید، با فضایی مواجه میشوید و اگر فیلمساز، نویسنده یا آهنگساز باشید و بخواهید بر اساس دریافتهای محیط پیرامون اثر خلق کنید، طبیعتاً این فضا بر شما تأثیر میگذارد. در مجموع، حال و روز سینما خوب نیست، واقعاً.
با این حال، تعداد قابلتوجهی از همکاران در نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی تلاش میکنند راهی بیابند که نخست حال خود را بهبود بخشند و سپس این امید را به جامعه القا کنند. به همین دلیل، درست در میان برخی بحرانها، با آثاری مواجه میشوید که این تلاش در آنها مشهود است. اما برداشتها از این تلاش متفاوت است؛ برخی با اهداف سیاسی، برخی با اهداف اجتماعی به این آثار مینگرند. مثلاً برخی میپرسند چرا در چنین دورهای فیلم طنز ساخته میشود و آن را به منافع مادی نسبت میدهند. اما واقعیت این است که از نزدیک میدانم بسیاری از همکاران هدفشان کمک به تلطیف این فضای تلخ است؛ موفقیت در این مسیر اما به عوامل متعددی وابسته است.
با توجه به دو جنگی که در یک سال گذشته پشت سر گذاشتیم، این رویدادها چه تأثیری بر حال سینما و سینماگران داشته است؟
ماجرای این دو جنگ، علیرغم تمام تلخیهایی که داشت، نکاتی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. برخی معتقدند تأثیرات این رویدادها به همان دوران محدود میشود و این نظر چندان بیراه نیست؛ اگر امروز به احوال مردم بنگریم، با دو ماه پیش تفاوت دارد. اما واقعیت این است که گاه اتفاقات ناگوار، در دل خود انرژی جدیدی ایجاد میکنند که گاه به خلق اثر هنری میانجامد و گاه بر روحیات و نگرش افراد اثر میگذارد. این رویدادها میتوانند نگاه ما به مسائل سیاسی، نه فقط در ایران بلکه در جهان، از جمله مفهوم ابرقدرت را دگرگون کنند.
بنابراین این دو جنگ میتوانند نقاط عطفی برای تغییر نگرشها و ظهور اندیشههای نو باشند و شیرینیهای خاص خود را داشته باشند، به شرط آنکه ما را از مسیر اصلی خارج نکنند. برای نمونه ممکن است این فضا در فیلمسازی به رانت تبدیل شود و گروهی به تولیدات انبوه روی بیاورند؛ این اتفاق افتاده و تولیدات زیر متوسطی شکل گرفته که صرفاً پاسخ به یک سیاستگذاری مقطعیاند، در حالی که برخی نهادهای انقلابی برای کسب رتبه اول در کمیت تولید با هم رقابت کردهاند. اگر بتوان از این وضعیت مراقبت کرد و به اصل موضوع — بهرهمندی واقعی از ثمرات این نقاط عطف — بازگشت، ممکن است رشد حاصل شود.
اما سابقه نشان داده چنین فرصتهایی در قالب دولتی، اغلب به آمار و بودجه و بعضاً آثار بیکیفیت بدل میشوند؛ همانطور که در سینمای دفاع مقدس رخ داد، جایی که سینمای خاص با بودجههای ویژه حتی مخاطب خود را از دست داد. در حالی که در جهان همچنان آثاری موفق درباره جنگ جهانی دوم ساخته میشود.
یکی از چالشهای اخیر خانه سینما، عدم حضور نمایندگان این نهاد در شورای پروانه ساخت است. وضعیت درخواست سینماگران برای حذف این شورا به کجا رسیده و مذاکرات در چه مرحلهای است؟
برای روشن شدن ابعاد این موضوع باید به پیشینهاش بازگردیم. این مسئله ریشهای دیرینه دارد و نخستین بار در دوره معاونت سینمایی مرحوم سیفالله داد، در اواخر دولت اول خاتمی، مطرح شد که تهیهکنندگان به بلوغ کافی رسیدهاند و میتوانند مسئولیت انتخاب پروژه خود را با آگاهی از قوانین بپذیرند. بنده هم بهعنوان عضو شورای مشورتی آن جلسات حضور داشتم. اما برخی تهیهکنندگان نگران بودند که اگر پشتوانه ارشاد در صدور پروانه از میان برود، با مشکلات قضایی جدی مواجه شوند؛ چون در آن دوره قوه قضائیه هماهنگی چندانی با دولت خاتمی نداشت و روابط نهادهای قضایی با دولت پرتنش بود (مثلاً در حوزه مطبوعات، گرفتوبستهای گسترده رخ میداد). تهیهکنندگان نگران بودند که بدون پشتوانه مجوز دولتی، خودشان شخصاً مسئول شناخته شوند. این نگرانی جمعی باعث شد آن طرح به سرانجام نرسد و این پرونده هیچگاه بسته نشد.
پرسش این است که امروز با چه تعداد تهیهکننده واقعی مواجهایم و این آیا ریشه در سیاستهایی ندارد که برای کاهش مسئولیت تهیهکننده و افزایش نظارت دولتی اتخاذ شده؟ متأسفانه امروز هم اگر مخاطب، فیلمی را حیثیتخدشهدار بداند، نوک پیکان انتقاد متوجه ارشاد و شوراهای پروانه ساخت و نمایش میشود، نه تهیهکننده بهعنوان مسئول نهایی.
از طرفی تهیهکننده هم حق دارد بپرسد با این مقررات متغیر چگونه میتواند مسئولیت پروژه را بپذیرد؛ این فقط به همکاری با دولت داخلی برنمیگردد، شامل همکاریهای بینالمللی هم میشود. فرض کنید بخواهیم با کشوری مثل سنگاپور که هیچ مسئلهای با ما ندارد تولید مشترک کنیم؛ اما ممکن است چند روز بعد یکی از مسئولان همان کشور اظهارنظری درباره ایران بکند و نهادهای امنیتی بر اساس همان قانون مبهم وارد عمل شوند. شاید طنزآمیز به نظر برسد اما واقعیت دارد و نمونههای مشابه زیاد رخ داده است. سؤال این است که کِی این منظومه اصلاح میشود که امروز با ۱۵ سال پیش تفاوت محسوسی داشته باشیم، در حالی که همچنان با همان مشکلات ساختاری مواجهیم.
از سوی دیگر، ناهماهنگیهای زیادی هم هست: فیلمهایی که پروانه ساخت میگیرند، گاه در مرحله پروانه نمایش با مشکل مواجه میشوند، حتی وقتی سیستم تطبیق تأیید کند که فیلم همان چیزی است که پروانه ساخت داشته. یعنی اخذ پروانه ساخت تضمینی برای اکران نیست؛ در مقابل، فیلمهایی که پروانه ساخت ندارند اما بیشترشان آثار شریف و ارزشمندی هستند، هم دچار مشکل میشوند. این ناکارآمدی باعث میشود همه فعالان سینما نسبت به این سیستم دچار تردید شوند.
در سالهای اخیر خانه سینما دو بار در انتخابات ریاستجمهوری از نامزدها سؤالاتی پرسید. در دوره اخیر، آقای دکتر پزشکیان به این سؤالات پاسخ داد و ما خواستیم پاسخها را خودشان در سایتشان بگذارند تا دخلوتصرفی رخ ندهد. پس از انتخاب ایشان خواستیم این پاسخها میثاق مشترک میان خانه سینما و ارشاد تلقی شود. اما اکنون دو سال از دولت پزشکیان میگذرد و متأسفانه تقریباً هیچیک از آن وعدهها در حوزه فرهنگ و هنر محقق نشده است. شرایط سخت دو سال اخیر و جنگها گاهی توجیهپذیر است، اما در حوزه مقررات و آییننامهها این توجیه چندان قابل قبول نیست.
طی این دو سال گفتوگوهای متعددی با سازمان سینمایی داشتیم و طرحی برای اصلاح نظام صدور مجوز دادیم، اما وزارت ارشاد با اعلام عدم همسویی، عملاً پیشرفت را متوقف کرد. در ابتدا برخی مدیران جدید سازمان سینمایی در جلسات خصوصی رویکردی بازتر و مترقیتر از طرح ما داشتند و حتی پیشنهاداتی فراتر از طرح ما مطرح میکردند (مثلاً میگفتیم برخی بخشها حذف شود، آنها میگفتند بخشهای دیگری هم حذف شود). اما با نزدیک شدن به مرحله عملیاتی، این مدیران بهتدریج از مواضع خود عقب نشستند و امروز رسماً اعلام کردهاند با طرح ما همسو نیستند. این عقبنشینی به یکباره رخ نداد؛ ظاهراً تماسهای بدون شماره و فشارهای خارج از چارچوب، از سوی نهادهایی که نگاهشان به سینما حرفهای نیست، این مدیران را از موضع پیشرو خود عقب کشانده است. مدت کوتاه مدیریت هم عاملی است که باعث میشود برخی مدیران ترجیح دهند با وضع موجود کنار بیایند تا درگیر تحولات اساسی نشوند؛ این رفتار در دورههای مختلف تکرار شده و پروندههای باز همچنان بینتیجه میمانند.
البته حق حاکمیت برای صدور مجوز طبیعی است، اما پرسش این است که آیا وزارت ارشاد خود طرح جایگزینی برای تحقق وعدههای رئیسجمهور دارد یا نه؛ تا جایی که من مطلعام، وزارتخانه طرح مشخصی ندارد.
در طرح پیشنهادی خانه سینما، مسئولیت نهایی پروژه بر عهده تهیهکنندهای با شماره نظام صنفی معتبر گذاشته میشود که همراه با کارگردانی عضو صنف، درخواست خود را ثبت میکند. هدف، جلوگیری از ورود افرادی است که صرفاً با سرمایه و بدون صلاحیت حرفهای وارد سینما میشوند؛ تهیهکننده پاسخگوی همه مراحل تولید خواهد بود و در صورت تخلف، مسئولیت با خود اوست. طبیعتاً هیچ تهیهکنندهای با سرمایهگذاری کلان (۳۰ تا ۸۰ میلیارد تومان) حاضر نیست پروژهای بسازد که امکان اکران در داخل نداشته باشد. این طرح هم نظام صدور پروانه ساخت و هم نظام اکران را دربر میگیرد و ما معتقدیم واگذاری مسئولیت به تهیهکنندگان حرفهای میتواند مداخلات غیرضروری را کاهش دهد و کیفیت تولیدات را بهبود بخشد.
درباره مصاحبه اخیر آقای طباطبایینژاد هم باید بگویم که پیشینه کامل تصمیم خانه سینما در آن مصاحبه بهاندازه کافی روشن نشده. بخشی از این تصمیم به همان سابقه فشارهای قضایی و بخشی دیگر به تلاش سالها برای سلب مسئولیت از تهیهکننده و واگذاری آن به نهادهای نظارتی بازمیگردد که عملاً تهیهکننده را در جایگاه مجری صرف قرار داده است. به همین دلیل خانه سینما تصمیم گرفته در شرایط فعلی نمایندهای معرفی نکند، مگر اصلاحات اساسی رخ دهد. البته میدانیم آییننامه اختیار جانشینی به ارشاد میدهد و سابقه هم داشته، اما این اقدام تبعات خاص خود را دارد.
تغییر مدیریت در اداره نظارت و ارزشیابی، تأثیری بر روند این ماجرا داشته؟
برای اظهارنظر کمی زود است چون مدیر جدید تازه مستقر شده. اما در دوره مدیریت قبلی پاسخی به درخواستهای ما داده نشد. در دوره جدید، ایشان جلساتی با هیئت رئیسه خانه سینما و شورای عالی تهیهکنندگان برگزار کرد و پس از آن، پاسخ نامه دیرینه ما بالاخره داده شد؛ این اقدام را باید به فال نیک گرفت. برخی میگویند صنوف دیگر زودتر از ما وارد این موضوع شدند و ما به تبعیت از آنها وارد شدیم، اما من چندان به این حرف باور ندارم. به نظرم برخی نهادهای بیرونی و غیرحرفهای، واگذاری این مسئولیت به صنف را موضوعی حیثیتی برای ارشاد میدانند و همین فشارها باعث عقبنشینی مدیران پیشرو میشود؛ مدیران کمخاصیت هم انگیزهشان را از دست میدهند و صرفاً به فکر گذراندن دوره مدیریت خود با کمترین دردسر میافتند.
آقای طباطبایینژاد گفته بودند اگر خانه سینما نماینده معرفی نکند، دو نفر جایگزین تعیین میکنند و ظاهراً اخیرا با سه نفر از سوی وزارتخانه جلسات ادامه یافته. آیا خانه سینما قاطعانه نماینده معرفی نخواهد کرد؟
بله، جمعبندی نهایی هیئت رئیسه همین است. در آییننامه صدور پروانه فیلمسازی صراحتاً آمده که ارشاد میتواند دو نفر را جای نمایندگان خانه سینما دعوت کند و خودشان هم این کار را کردهاند؛ مثلاً در دولت احمدینژاد رسماً چنین شد. ترکیب پیشبینیشده پنج نفره است (سه نفر کارشناس از وزارتخانه، دو نفر از خانه سینما)، اما در برخی مقاطع شورا به هفت یا نه نفر رسیده — به هر تعداد صندلی، عضو معرفی میکردند در حالی که فقط دو نفر نماینده خانه سینما بودند. یکبار دیگر هم در اواخر دولت روحانی، ارشاد به دلیل اختلافات میان تهیهکنندگان، خودش یک تهیهکننده را برای این شورا معرفی کرد. هر تصمیمی تبعات خاص خود را دارد، اما جمعبندی ما همین است.
سینمای ایران پس از انقلاب با رویکردی گلخانهای اداره شده — هم در تولید که بنیاد فارابی نقش اصلی داشت، هم در ارشاد که پیش از تولید فیلمنامهها باید تأیید میشد. اگر یک محقق خارجی روند تولید فیلم در این چهار دهه را بررسی کند، میبیند همان ساختار اولیه همچنان پابرجاست. برخی مسئولان پشت تریبون از تهیهکنندگان بهعنوان افراد باسواد یاد میکنند، اما در عمل اصرار دارند خودشان فیلمنامهها را بخوانند و بررسی کنند.
میپذیرم که برخی همکاران با این طرح همراه نیستند؛ در همین مقطع اخیر برخی از آنها با ارشاد در ارتباط بودند و مشورت میدادند چگونه از اجرای طرح جلوگیری شود. این افراد در محافل عمومی از رویه گلخانهای انتقاد میکنند، اما در عمل همین رویه را ترجیح میدهند، چون گمان میکنند سرمایه یا منافعشان بهتر حفظ میشود. در حالی که تهیهکننده مستقر و حرفهای نباید منتظر این حمایتهای پیشینی باشد؛ او خودش میداند چه پروژهای باید تولید کند.
باید این را با ارشاد به نتیجه برسانیم که آیا مسئولیت نهایی پروژه بیچونوچرا با تهیهکننده است یا آنها همچنان بر دخالت پیش از تولید اصرار دارند. در دولت فعلی گفتوگو و روابط دوستانهای با مسئولان داریم، اما اگر این موضوع پس از این همه سال و با وجود وعده رئیسجمهور به نتیجه نرسد، نمیتوانیم این شیوه را ادامه دهیم. وزارت ارشاد میگوید چون جایگزینی وجود ندارد (که به نظر من عزم جدی برای یافتن جایگزین هم وجود ندارد)، بهتر است در همین سیستم ناکارآمد با هم مشارکت کنیم — یعنی هر دو طرف در این سیستم شریک میمانیم و باید مسئولیت نتایجش را هم بپذیریم.
درباره طرح اخیر مجلس در مورد مقابله با نفوذ بیگانگان، نظر کلی شما درباره این طرح که در کمیسیون فرهنگی تصویب شده چیست؟
برای درک علت شکلگیری این طرح باید به ریشههایش پی برد. بخشی به جنگهای اخیر و نگرانی از نفوذ دشمن برمیگردد — این حق مسلم هر ایرانی است که بپرسد چگونه دشمن با دقت و سرعت بالا توانست به بخش زیادی از اهدافش برسد. در جنگ ۱۲ روزه، در عرض چند ساعت مهمترین چهرههای نظامی و امنیتی ما به شهادت رسیدند؛ سرمایه بزرگی که از دست رفت. طبیعی است که همه بپرسند این نفوذ، که مختصات را با چند سانتیمتر یا حتی صفر خطا و در زمان و مکان دقیق تشخیص میداد، تا کجا وجود داشته است.
ما بهعنوان سینماگر سالها گفتیم مراقب نفوذ باشید؛ نفوذ فقط با کراوات و موی زرد جلو نمیآید. تلویزیون این را سادهسازی میکرد — در سریالها موی نفوذی را زرد میکردند و انگلیسی حرفش میزدند؛ این خودش بخشی از همان پروژه نفوذ بود، چون آدرس غلط میداد و مردم را بهسمت هنرمندان سوق میداد. الان هم با این دو جنگ، نهادهای امنیتی بهتر میدانند که نفوذیها واقعاً کجا بودند — که موهایشان زرد نبود، ریش هم داشتند و دکمههایشان بسته بود.
برای حل این مسئله، دوباره سراغ هنرمندان آمدهاند. اگر واقعاً در این چهل سال سینماگری با سرویسهای جاسوسی شناخته شده، قوه قضائیه بگوید؛ این شفافیت چیز بدی نیست و مردم احساس میکنند حاکمیت با آنها رک صحبت میکند.
بر مبنای این طرح، درصد بالایی از هنرمندان حداقل یک پرونده خواهند داشت. حتی همکاریهای بینالمللی کاملاً بیمسئله، مثل با سنگاپور، ممکن است دستاویز شود؛ چون فردا اظهارنظر یک مسئول آن کشور میتواند طبق همان قانون مبهم، نهادهای امنیتی را وارد عمل کند. اگر خودتان جای مدیرعامل بنیاد فارابی باشید، با این قانون آیا میتوانید ریسک تولید مشترک را بپذیرید؟
به نظرم مزیت نسبی ما در حوزه فرهنگ و هنر — که خیلی هم تحلیل رفته — را دارند از ما میگیرند؛ اگر در دنیا با سینما و تصویر شناخته میشدیم، این را هم میگیرند و شبیه کره شمالی میشویم. بعضی بندهای طرح چنان گستردهاند که حتی مجسمهسازی یا نقاشی در خانه هم مشمول مجوز میشود — فکر نمیکنم حتی کره شمالی اینطور باشد.
در خوشبینانهترین حالت این طرح ناشی از ناآگاهی است؛ در بدبینانهترین حالت، ادامه همان مسیر آدرس غلط دادن جریان نفوذ است تا افکار عمومی از موضوعات اصلی منحرف شود.
آیا درباره این طرح مذاکره مستقیمی با مجلس یا سایر نهادها داشتهاید؟
خیر. برخی موارد به ما اطلاع میدادند که چنین طرحی در حال تهیه است، اما از محتوای دقیق آن رسماً مطلع نبودیم؛ صبح متوجه شدیم طرح ارائه شده. وقتی مطلع شدیم، در هیئت رئیسه پیشنهاد دادیم نمایندهای مسلط بر حوزه فرهنگ برای مناظره حاضر شود تا ابعاد طرح روشن شود؛ این پیشنهاد همچنان مطرح است و آمادگی خود را برای گفتوگوی کارشناسی اعلام میکنیم.
00:00
کلیات این طرح تصویب شده و اکنون نوبت به بررسی جزئیات میرسد. آینده سینما و هنر را چگونه میبینید؟
تصویب کلیات چنین طرحی با این سطح بیتوجهی به واقعیات فرهنگی، نشان از عدم درک عمیق مجلس از هنر این سرزمین دارد؛ به نظر میرسد نویسندگان و تصویبکنندگان این طرح در جهانی موازی زندگی میکنند. این هنر مملکتی است که روزگاری فخر عالم بوده — نه فقط سینما، بلکه نگارگری، معماری، مجسمهسازی، شعر و خطاطی - سینما هم در این سالها جوایز جهانی گرفته است. به نظرم میخواهند این مزیت نسبی را کاملاً از ما بگیرند.
به یاد دارم در سال ۸۷، در جلسهای با حضور کارگردانان با آقای احمدینژاد، گفتم نمیدانم با شما از کجا شروع کنم؛ میدانم در حوزه انرژی هستهای فعالید و فوتبال بازی میکنید، اما نمیدانم آخرین کتابی که خواندهاید چیست یا اصلاً با سینما و هنر آشنایی دارید یا نه. همین تردید امروز هم درباره نویسندگان این طرح وجود دارد. چنین رویکردی به رشد هنر کمک نمیکند، بلکه هنرمندان را درگیر مسائل حقوقی میکند و آینده سینما را تاریک و نگرانکننده میسازد.
خانه سینما چندی پیش نامهای به آقای پزشکیان درباره احضار هنرمندان نوشت. آیا پاسخی رسمی داده شده و وضعیت سینماگران احضارشده چگونه است؟
رابطه ما با قوه قضاییه، مشخصاً دادسرای فرهنگ و رسانه، رابطهای برقرار و مبتنی بر گفتوگو است. اما نکته اینجاست که یک سیکل وجود دارد که دستورالعملهایی از شورای عالی امنیت ملی یا نهادهای مشابه صادر میشود و وقتی به سطح ضابطین و دادسراها میرسد، پروندههای قدیمی — حتی آنهایی که ۱۵-۲۰ سال پیش رأی گرفتهاند — دوباره احیا میشوند؛ برخی حقوقدانان میگویند این از نظر حقوقی هم اشکال دارد.
بعد از جنگ اخیر، این روند گسترش یافت. برخی فیلمسازان با جوایز جهانی معتبر پروندهدار شدند. حتی همکارانی که در فضای مجازی عکس معروف دیماه (تصویر یک جوان کف خیابان) را گذاشته بودند، برایشان پرونده تشکیل شد؛ حتی به کسانی که آن عکس را لایک کرده بودند هم رسیدند — یعنی یک لایک ساده هم میتوانست به احضار منجر شود.
بخشی از این وضعیت طبیعی است — بعد از جنگ سختیهایی وجود دارد و هر حاکمیتی باید مراقب باشد. آقای دکتر صالحی، وزیر ارشاد، تلاش زیادی برای گفتوگو و مدارا کرد و چند جلسه در این مسیر برگزار شد، اما بهنظرم اولویتهای دیگری پیش آمد و این جریان تقریباً متوقف شد. صداوسیما هم بخش زیادی از خروجیاش در جهت تفرقه حرکت میکند و وفاق در آن کمتر دیده میشود.
ما با نامه به آقای پزشکیان (بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی) هشدار دادیم که اگر دامنه این پروندهسازی گستردهتر شود، این زیبنده کشور نیست. پاسخ مکتوبی دریافت نکردیم، اما دفتر رئیسجمهور پیگیریهای ما را رها نکرد و حداقل خبر داد نامه کجا رسیده. نامه به رئیس قوه قضاییه و به دادگاه فرهنگ و رسانه ارجاع شده و بررسی همچنان در جریان است.
درباره مشکلات معیشتی سینماگران و نقش صندوق حمایت از هنرمندان توضیح دهید.
روزگاری، در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی، درصدی از فروش فیلمها به مسائل صنفی اختصاص داشت، اما قانون تجمیع عوارض این درصد را حذف کرد. اگر آن درصد باقی مانده بود، نهاد صنفی میتوانست از همان منبع برای معیشت و حتی بیمه بیکاری همکاران استفاده کند. جایگزین آن، ردیف بودجه در قالب تفاهمنامه با وزارتخانهها شد. خانه سینما با دولت تفاهمنامه امضا میکند و در ازای اجرای چند بند کاری، کمکی دریافت میکند. جایگزین دیگر، صندوق حمایت از هنرمندان است که کار بیمه را هم انجام میدهد، اما اعتبارات آن گاه بسیار محدود است.
بسیاری از همکاران متوجهاند که قانون تجمیع عوارض این امکان را از نهاد صنفی گرفته، اما برخی همچنان میپرسند چرا به معیشت کمک نمیکنید، و وقتی توضیح میدهیم که کمک از دولت میگیریم، میپرسند چرا از دولت کمک میگیرید. تفاهمنامهها همیشه با حاشیه همراه است و ممکن است در پرداخت منابع اثر بگذارد. نهاد صنفی باید هم مراقب باشد که پارادایم دولتی در آن حاکم نشود و همچنان مطالبهگر بماند و هم واقعبین باشد که حق معیشتی همکاران در همین بودجه دولتی دیده میشود.
وضعیت فعلی خانه هنرمندان ایران و تعامل آن با شهرداری و وزارت ارشاد چگونه است؟
بهترین دوره حمایت از خانه هنرمندان، دوره شهرداری آقای قالیباف بود که کمکهای مشخصی به خانه هنرمندان، خانه سینما، خانه تئاتر و دیگر نهادهای هنری میشد و ردیف بودجهای در شورای شهر برایش وجود داشت. اما آن رویه بهکلی تغییر کرد و امروز شهرداری تهران کمک خاصی نمیکند، مگر در موارد استثنایی. الان یک سال است حتی همان کمک مختصر هم قطع شده — این ترجیح خود شهرداری بوده، هرچند در اساسنامه خانه هنرمندان کمک شهرداری پیشبینی شده است.
در این دو سال، آقای دکتر صالحی کمک کرد که از طریق سازمان برنامه، ارتباط خانه با منابع برقرار بماند تا زمینگیر نشویم — فقط در همین حد. چون بخش زیادی از برنامههای خانه هنرمندان، فرهنگی و هنری و بدون سوددهی است، در حالی که این مکان یک نماد برجسته فرهنگی کشور است. بسیاری معتقدند با همین مضیقهها، خانه هنرمندان همچنان قطب مهمی در سپهر فرهنگی کشور است.
به مناسبت روز سینما (۲۱ شهریور)، برنامه خاصی دارید؟ مهمترین دغدغه شما در آستانه این روز چیست؟
یکی از دغدغههای اصلی این هیئت رئیسه، پیمان جمعی کار است که بخشی از طرح امنیت شغلی است؛ حتی پیگیری بحث پروانه ساخت هم به همین دلیل است، چون در طرح خانه سینما، تهیهکننده باید عوامل خود را از میان اعضای دارای شماره نظام صنفی معرفی کند و این بخشی از نقشه کلی پیمان جمعی کار است.
جدا از این، آنچه باقی میماند یک جشن است که قبلاً برگزار میشد، اما حالوهوای جشن در میان همکاران، به آن مفهوم دیگر وجود ندارد؛ گردهمایی چرا، اما جشن نه چندان. با این حال شاید بتوان بدون برگزاری جشن، حداقل برگزیدگان چند سال اخیر را که رقابتی نداشتهاند اعلام کرد، اگر مقدمات و فراخوان آن فراهم شود.
آرزوی ما در سینما زیاد بلندپروازانه نیست: اینکه همکاران بتوانند با شرایطی نسبتاً عادلانه (نه ایدهآل مطلق) کار کنند. متأسفانه این فضا روزبهروز محدودتر میشود، هم در حوزه نظری هم عملیاتی؛ جریانات دیگری هم وارد سینما میشوند که برخی میگویند حتی پولشویی هم در میان است. این حوزه تنظیمگر مشخصی ندارد. امیدوارم چون فعلاً امکان گفتوگو با بخش مربوطه در ارشاد وجود دارد، به جمعبندی درباره تنظیمگری برسیم، هرچند این کار جسارت و پایمردی میخواهد که گاهی وجود ندارد.
نکته پایانی؟
یک سرفصل باقی ماند که امیدوارم فرصتی دیگر به آن بپردازیم: حضور بینالمللی سینمای ایران. با اقدامات نسنجیدهای که گاه در داخل کشور رخ میدهد، بسیاری از تریبونها و مزیت نسبیمان را از دست دادهایم، همان مزیتی که باعث میشد هرجای دنیا برویم سرمان را بالا بگیریم.
باید مفصلتر درباره این صحبت کرد، چون به نظرم برخی بدخواهان سینمای ایران در خارج، با برخی نهادهای داخل انگار همدستی میکنند تا سینمای ایران این قابلیتها را در خارج از دست بدهد. فیلمسازان در موقعیتی قرار گرفتهاند که دائم باید نسبت خود را با مسائلی روشن کنند، انگار فقط درباره ایران اینطور فکر میکنند.
یک نمونه مشخص: آکادمی اسکار پارسال مقررات انتخاب فیلم خارجیزبان را تغییر داد؛ به گمان من بیشتر بهخاطر سوءتفاهمهایی بود که خودمان (از جمله در بنیاد فارابی) در آن داشتیم. خوب است این موضوع تحقیق شود که دقیقاً کدام بخش از این تغییرات، مرجع انتخاب فیلم را متأثر کرده؛ کجای دنیا چنین مسئلهای وجود داشته، غیر از ایران و اصرار بر اینکه نقش اول همچنان دولت باشد که این موضوع به نظرم به ضرر همه تمام شده است.
متأسفانه دوستان در سازمان سینمایی زیاد بر اساس سنتهای قدیمی حرکت میکنند. برخی همکاران سنتگرا معتقدند باید هر «کرسی» را در هر جایی حفظ کرد؛ من این اعتقاد را ندارم — خیلی از این کرسیها کارایی خود را از دست دادهاند و مفهومشان برعکس شده، مثل همین پروانه ساخت. اگر شورایی کارایی خود را از دست داده و ماهیتش تغییر کرده، باید نسبت به آن بهروز بود. من همچنان اصرار دارم این موضوع باید از طریق نهادهای مربوطه پیگیری شود، اما نتیجه هم باید دیده شود. میدانم در جلسات خصوصی همدلی وجود دارد، اما در عمل اتفاق دیگری میافتد؛ به نظرم جسارت اجرا یا پشتوانه لازم برای آن وجود ندارد.
پربیننده ترین
- ● سریال << اعتراف می کنم>> بستن مسیر!
- ● اظهاراتی درباره سکوت برخی سینماگران و چند داستان دیگر
- ● نورا هاشمی: منظور ژاله صامتی همه بازیگران جوان نیست
- ● مستند غزه به اسکار ۲۰۲۷ معرفی شد
- ● انتقاد از فیلم محمدحسین مهدویان/ بازیهای درخشان، طراحی صحنه زیبا، گریمهای شگفتانگیز چرا در اختیار داستانی ضعیف قرار گرفته؟
- ● «محمد حقیقی» درگذشت
- ● آرزوی داریوش فرهنگ برای «واروژ سینمای ایران»
- ● نمایش چهار مستند خارجی در سالن حقیقت
- ● میراث بلا تار در جشنواره فیلم سارایوو/سینمای شاگردان کارگردان بزرگ روی پرده میرود
- ● سینماها در هفته قبل چقدر فروش کردند؟
- ● مهدی هاشمی: «اکبر عبدی» چارلی چاپلینِ ایران بود
- ● «یارپ»؛ انیمیشنی فانتزی که وارد فاز تولید شد
- ● بدمن جذاب!
- ● پیکر استاد نوابزاده در کرمان تشییع شد
- ● داستان تفنگی که کام عروس و داماد را تلخ میکند
آخرین اخبار
- ● نگاهی به فروش ۵۰۰ میلیاردی سینما و رقبای جدید در اکران
- ● کارگران اسرائیلی در ونیز: از این وحشیگری شوکه هستیم
- ● بالیوود کجاست؟ / از «کارخانه رؤیا» تا سینمایی که دیگر بهتنهایی نماینده هند نیست
- ● جین فوندا: از ترامپ نمیترسم
- ● حسین وخشوری درگذشت
- ● اظهارات عسگرپور درباره پروانه ساخت، احضارها و طرح نفوذ
- ● شکاف در گیشه سینما: سلطه پایتخت و بیرونقی استانهای کمبرخوردار/ در ۱۲ روز شهریور حدود ۷۷ میلیارد تومان فروش داشتیم
- ● فیلم کوتاه کیارش کاویان پس از کن فرانسه به ونیز ایتالیا رسید
- ● جزئیات بخش «ایران» سینماحقیقت/ «ایران 1404»، روایت میشود
- ● حمید صفت به «آرش» پیوست
- ● برگزاری بزرگداشت استاد علی نصیریان در اصفهان
- ● آیا شاهنامه هنر معاصر را نجات میدهد؟
- ● سیاست و جنگ در خط مقدم سینما
- ● ذبیحالله منصوری و ماجرای «مشتزنی در رینگ ترجمه»
- ● جدیدترین تصویر لیلا حاتمی در یک فیلم


