مردی که جای خالیاش حس میشود
صد و چهل روز است که بعد از «آخرین پرواز» عمیق خوابیده است. در جنگ دوازدهروزه در تهران ماند و در شهر با دوچرخه میچرخید و به پویش «بهنام ایران» هم پیوست؛ از ایرانزمین گفت و اهمیت همبستگی مردم. حالا شاید بمبی در نزدیکی خانهاش افتاده باشد اما خواب عمیق و خیال پرواز اجازه ندهد روایتش را از آن بگوید، از وطن بگوید، از مردم ایران بگوید.
به نقل از ایسنا، نهم آذر ۱۴۰۴ خبر آمد رضا امیرخانی در پرواز با پاراگلایدر سقوط کرده و سیرش بر فراز آسمان تهران نیمهتمام مانده است. معلوم نیست چه رویایی میبیند که ۱۴۰ روز است بلند نشده تا از رویایش برایمان بگوید. حدود دو ماه میشود که در خانهاش ادامه درمان را میگذارند و احتمالا شکستگیها و زخمهایی که بر جسمش نشسته بود تا کنون خوب شده باشند، اما وضعیت کلیاش بهنظر چندان تغییری نداشته و خانواده هم تمایلی به صحبت در اینباره ندارند.
رضا امیرخانی جزو آن دسته از نویسندگانی است که از سیاست و اجتماع میگوید و مینویسد و در داستانهای خود روابط انسانی را به تصویر میکشد. او با شیوه خاص نویسندگی و نوع روایتش مخاطبان خاص خود را به دست آورد.
این نویسنده در روایت جنگ ۱۲ روزه میداندار بود؛ در میانه جنگ رکابزنان به سطح شهر رفت و از زیستن در شرایط جنگ گفت و برای پیروزی و همبستگی مردم ابراز امیدواری کرد. از روزهای سختی گفت که در پیش روی ماست و همبستگی مردم برای حفظ ایران را موضوعی مهم خواند.
یا در کانال تلگرامی خود روزنوشتهای جنگ را مینوشت و در یکی از روزنوشتها از این گفته بود که «در روزهای سخت باید با مردم حرف زد». یادآور شده بود: «این روزها هم میگذرد و ما میمانیم و شرف این ملت بزرگ در روزهای سخت... نفس مرزداران ایران گرم...»
رضا امیرخانی به کارزار «به نام ایران؛ کارزار همبستگی ملی و دفاع میهنی» پیوست و گفت: «زمان در ایران زیاد دست به دست شده اما زمین هرگز دست به دست نشده و در این روزهای سخت قدرت مردمی بالاتر از قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی است. آرزو میکنم مردم کشورم سربلند، پایدار و تندرست باشند.»
رضا امیرخانی در سال ۱۳۷۴ نخستین رمان خود را با عنوان «ارمیا» منتشر کرد که جایزه ۲۰ سال داستاننویسی دفاع مقدس را کسب کرد. داستان «ارمیا» که در حوزه ادبیات مقاومت نوشته شده، در فضای جنگ ایران و عراق میگذرد و روایت جوانی است که دوستش را در جنگ از دست داده و بعد از جنگ زندگی برایش دشوار شده است.
«ناصر ارمنی»، «من او»، «ازبه»، سفرنامه «داستان سیستان» ، «نشت نشا»، «بیوتن»، «نفحات نفت»، «جانستان کابلستان»، «قیدار»، «نیمدانگ پیونگ یانگ» و «رهش» از دیگر کتابهای دیگر اوست. «رهش» جایزه جلال آلاحمد و جایزه کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
امیرخانی در «نفحات نفت» به بررسی مدیریتهای دولتی و اقتصادی مبتنی بر نفت پرداخته و آنها را نقد میکند.
«بیوتن» او نیز کتابی درباره مسائل مربوط به جنگ و تبعات آن بر زندگی فردی و اجتماعی است؛ کتاب داستان یکی از بازماندههای جنگ ایران و عراق است که به بهانهای به آمریکا سفر میکند. کتاب تقابل سنت و مدرنیته را به نمایش میگذارد.
پربیننده ترین
- ● مرگ یک منتقد در ۱۰۰ سالگی
- ● منوچهر هادی به سراغ «رعنا» رفت
- ● بهروز شعیبی: بزرگترین سرمایه امروز ما امید است/چراغ این خانه، باید همیشه روشن بماند
- ● غیبت ایرانیها در چین!
- ● میترا رضائیان درگذشت
- ● سارا بهرامی و مجتبی پیرزاده روی صحنه میروند
- ● نمایشهای کشور ۵ شب اجرا ندارند
- ● خاطره عزتالله انتظامی از بمباران تهران
- ● جزئیاتی از مکانهای استقرار زائران در مراسم تشییع رهبر شهید
- ● غافلگیری داوران شانگهای
- ● فراخوان بیستمین جشنواره «سینماحقیقت» منتشر شد
- ● وضعیت فاطمه شکری پس از انتشار گلههایش
- ● همکاری فاطمه نقوی و رویا تیموریان با نمایش صابر ابر
- ● اعلام جزییات برنامههای هنری در وداع با رهبر شهید
- ● حضور فعالان سینما و مدیران برای بدرقه رهبر شهید
آخرین اخبار
- ● پژمان جمشیدی با مهدی هاشمی همبازی شد
- ● همکاری رامین پرچمی، فریبا کوثری و امیر خلوت با یک اجرا
- ● «لباس شخصی» میآید
- ● واکنش نولان به جنجال برخی بازیگران
- ● پخش فوتبال در سینما ادامه دارد؟
- ● ماجرای یک سفر غافلگیرکننده
- ● بهاره رهنما دومین فیلم بلند سینمایی خود را کلید میزند
- ● نصرالله رادش هم نقاش شد؛ مجسمههای «صورتک» تبدیل به نقاشی شدند
- ● پخش مسابقه اسپانیا و بلژیک در ۲۱ سالن؛ سینما خوابنما شد!
- ● ریچارد گِر دنیای زیرپوستی جاسوسان و مأموران بینالمللی را آشکار میکند
- ● «کاغذ شطرنجی» افخمی پاییز کلید میخورد؛ نقش اصلی برای ارسطو خوشرزم
- ● اعتیاد در میان ورزشکاران پدیده نادری نیست/ کار سینما درمان نیست، روایت و آگاهیبخشی است
- ● "وداع تا تشییع میلیونی" رهبر شهید مستند شد/ دوربین علی تکروستا از تهران تا کربلا رفت
- ● جواد قارایی: فرق "شرافت" و "خیانت" را در این دو عکس ببینید
- ● کیارستمی، رقصِ حقیقت در میانِ شکافِ تصویر و سکوت