علیرضا داودنژاد نشاندار شد/ بوسه «زهرا» بر دستان پدر در فقدان «رضا»
علیرضا داودنژاد، کارگردان سرشناس سینمای ایران در جمع همکارانش نشان درجه یک هنری گرفت.
به نقل از ایسنا، کارگردان «نیاز» و «مصائب شیرین» با حضور سینماگرانی همچون منوچهر محمدی، ابوالحسن داودی، علیرضا رئیسیان، اصغر رفیعیجم، محمدعلی فارسی، زهرا داودنژاد، منوچهر شاهسواری، سید مازیار هاشمی، محمدرضا داودنژاد و... در سالن سیفالله داد سازمان سینمایی نشان درجه یک هنری گرفت.
این برنامه که بعدازظهر یکشنبه، ۲۲ شهریورماه همزمان با گرامیداشت روز سینما برگزار شد، جمعی از مدیران فعلی و پیشین سینمایی از جمله رائد فریدزاده (رئیس سازمان سینمایی)، محمدمهدی طباطبایینژاد، روح الله حسینی، علیرضا تابش، حمیدی مقدم و....حضور داشتند.
در بخش های مختلفی از زنده یاد رضا داودنژاد فرزند این هنرمند که از دنیا رفته است، یاد شد.
زهرا داودنژاد دختر علیرضا داودنژاد با متنی احساسی از پدرش گفت و از زمانی که مادرش را در هفت سالگی از دست داده است و از آن وقت تا الان که در سن ۴۹ سالگی است، پدر برایش هم مادر و هم پدر بوده و از او با عنوان «ننه آقا» تعبیر کرد.
این بازیگر پس از خواندن متن بر دستان پدرش بوسه زد.
سپس با حضور همایون اسعدیان، منوچهر شاهسواری,ابوالحسن داودی، فریدزاده ، طباطبایی نژاد و...نشان درجه یک هنری به داودنژاد اهدا شد.
کامران ملکی نایب رییس انجمن منتقدان سینمایی هم که اجرای برنامه را برعهده داشت، در بخش هایی از برنامه تاکید کرد که داودنژاد به این نشان اعتبار داده است.
پیش از مراسم اهدای نشان، سینماگران و مدیران حاضر درباره سینمای علیرضا داودنژاد سخن گفتند.
سید مهدی طباطبایی نژاد. با تاکید براینکه سینما پیشه علیرضا داودنژاد است، خاطره ای تعریف کرد.
وی در بخش دیگری از سخنانش گفت:این نشانها برای داودنژاد فضیلت نیست و سال ها پیش که «نیاز» را ساخت از همه مردم نشان درجه یک هنری دریافت کرد.
همایون اسعدیان از جسارت علیرضا داودنژاد گفت
همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما، از جسارت علیرضا داودنژاد در سینما تمجید کرد و خطاب به خالق «نیاز» گفت: «من خودم را شاگرد شما میدانم؛ البته در کسوت شاگرد و استاد، گاهی با هم کلکلهایی هم داشتهایم، اما صادقانه باید بگویم که همیشه با نوعی حسرت و غبطه به جسارتی که شما در سینما داشتهاید و جستوجویی که همواره در این عرصه دنبال کردهاید، نگاه کردهام.»
او با اشاره به ضرورت جسارت و تجربهگرایی در سینما ادامه داد: «ما خیلی وقتها برای انجام کارهای نو میترسیم. امروز شنیدیم که شما به سمت تولید با هوش مصنوعی رفتهاید و این موضوع برای من بسیار جذاب بود. اگر همه ما این جسارت را داشتیم، وضع سینما الآن خیلی خوب بود.»
اسعدیان در پایان با اشاره به تأثیرگذاری داوودنژاد در فضای صنفی سینما اظهار کرد: «افتخار میکنم که در خانه سینما و صنف کارگردانان، شاگرد شما بودهام و صمیمانه به شما تبریک میگویم.»
اصغر رفیعیجم فیلمبردار قدیمی با اشاره به توانایی علیرضا داودنژاد در کشف و پرورش استعدادهای سینمایی، از او برای شناسایی و معرفی استعدادش در مسیر فعالیت حرفهای قدردانی کرد.
مسعود فراستی، منتقد سینما، در مراسم بزرگداشت علیرضا داودنژاد، با تمجید از جایگاه این سینماگر گفت: «همه چیزهایی که اینجا درباره علیرضا داوودنژاد گفته شد، حق او بود. من را میشناسید؛ من اهل تعارف نیستم.»
او ادامه داد: «علیرضا داوودنژاد از افتخارات سینمای ایران است؛ نه فقط سینمای بعد از انقلاب، بلکه از افتخارات کل تاریخ سینمای ایران.»
فراستی با اشاره به فیلم «نیاز» ساخته علیرضا داودنژاد اظهار کرد: «از نظر من، «نیاز» یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است و در میان ۱۰ فیلم برتر از نگاه من قرار دارد.»
این منتقد سینما همچنین با اشاره به نقدهایی که در گذشته نسبت به برخی آثار داوودنژاد داشته است، گفت: «حتی فیلمهای علیرضا داوودنژاد که من به آنها نقد داشتهام، کاملاً فیلم هستند و ویژگیهای یک اثر هنری را دارند. ممکن است من دوستشان نداشته باشم، اما نمیتوانم سینما بودن و ارزش هنری آنها را انکار کنم.»
او در پایان تأکید کرد: «داوودنژاد یک سینماگر واقعی است. من به این سینما تبریک میگویم که داوودنژاد را دارد.»
منوچهر شاهسواری، تهیهکننده سینما، هم درباره شخصیت علیرضا داودنژاد و تأثیر آن بر فیلمسازیاش گفت: «معمولاً میگویند یکی از قوای انسان، قوه خلاقه و خیال است. خیال، امری غریب است. هر زمان که علیرضا از «مهارت» حرف میزند، که اتفاقاً یکی از مفاهیم پرتکرار در صحبتهای اوست، من فکر میکنم اگر این قوه خیال با این دستورالعملی که علیرضا از آن حرف میزند همراه شود، چه پدیده عصیانگر، وحشی و غیرقابلکنترلی شکل خواهد گرفت.»
او ادامه داد: «اگر مهارت نداشته باشی، به قوه خیال خودت هم مسلط نیستی اما علیرضا (داودنژاد ) مهارت را با همه اجزایش با خودش دارد.»
شاهسواری با اشاره به شخصیت و نوع نگاه داوودنژاد اظهار کرد: «وقتی از حواشی فاصله میگیریم و خود شخص را فارغ از این مناسبات نگاه میکنیم، به چیزهای دیگری میرسیم. به نظر من، علیرضا «شکافتن تار و پود اندیشه» را بهعنوان جزئی لاینفک از زیست خود انتخاب کرده است. او از طریق همین شکافتن و واکاوی، به خود اندیشه میرسد. شاید یکی از دلایل و یکی از افتخارات سینمای ایران، فارغ از زمان و مکان، از نظر من همین باشد.»
او همچنین درباره جسارت داوودنژاد در عبور از تجربههای گذشته گفت: «علیرضا از هر آنچه میداند عدول میکند و آن را تغییر میدهد و این عدول کردن در برخی موارد، به نظرم حیرتآور است. آن چیزی که همایون (اسعدیان) درباره شجاعت و جسارت او گفت، دقیقاً همین است؛ اینکه علیرضا از تمام آنچه پیش از این ساخته و تجربه کرده، عبور میکند.»
شاهسواری ادامه داد: «وقتی آن قوه خلاقانه، ناشی از خیالی که با مهارت احاطه شده، به کار گرفته میشود، نتیجه میتواند فراتر از آنچه باشد که ما انتظار داریم. ممکن است ما، در مقام مخاطب، درک درستی از این تغییرات نداشته باشیم، اما او همچنان از آن دسته آدمهایی است که عدول میکند، تغییر میدهد و به یقین فراتر خواهد رفت.»
او در پایان با بیان تعبیری شاعرانه درباره نگاه داوودنژاد به ایران گفت: «علیرضا مانند عاشقی است که تصویر خودش را در آب نمیبیند؛ او گذشته، آینده و خیال را میبیند. جایی برای خودش بهعنوان جسم وجود ندارد، اما روح او هر بار که به آب نگاه میکند، چیزی جز این سرزمین، یعنی ایران، نمیبیند.»
در ادامه ابوالحسن داودی، کارگردان و فیلمنامهنویس گفت: «شاید در سینما کم باشند، شاید دو، سه نفر بیشتر نباشند، کسانی که تا این اندازه خودم را مدیونشان بدانم و احساس کنم هر آنچه دارم، به نوعی از آنها آموختهام.»
او ادامه داد: «گرچه ممکن است در برخی موارد با هم اختلافنظر داشتهایم و حتی اختلافات صنفی میان ما وجود داشته باشد، اما در تمام این سالها، از علیرضا (داودنژاد) نکاتی آموختم که زندگی من را جلو برده و آیینی را که به آن معتقد بودم، به من شناسانده است.»
داودی با اشاره به ویژگیهای منحصربهفرد علیرضا داوودنژاد افزود: «این چیزی است که کمتر در ارتباط با آدمها به دست میآورید؛ اینکه کسی حتی اگر در جایی با شما اختلافنظر داشته باشد و حتی اگر با شما بحث کند، باز هم بتواند نکتهای به شما بیاموزد؛ آنچه که شاید در همان زمان متوجه آنها نشوید، اما بعدها آنها را پیدا میکنید و معنایشان را درک میکنید.»
این کارگردان و فیلمنامهنویس در ادامه یادآور شد: «من در علیرضا، در موقعیتهای مختلف، چه در جمعهای خصوصی و چه در جمعهای عمومی، یک روح عارفانه کشف کردم. دیدم که این ویژگی، حتی در میان کسانی که ادعای زیادی در این زمینه داشتهاند، کمتر وجود داشته است.»
داودی در پایان خطاب به علیرضا داوودنژاد گفت: «علیرضای عزیز، امیدوارم تا هر زمان که ممکن است، سایهات بالای سر ما باشد.»
ابوالفضل صادقنژاد دبیر شورای ارزشیابی هنرمندان هم گفت: «درباره استاد عزیز، جناب آقای علیرضا داوودنژاد، که امروز به افتخار ایشان در این محفل گرد آمدهایم، باید بگویم که شاید هیچ واژهای به اندازه «عشق» نتواند توصیفکننده رابطه ایشان با سینما باشد.»
او ادامه داد: «به نظرم مهمترین عنوان برای علیرضا داوودنژاد، «فیلمساز خانواده» بودن است؛ خانوادهای که نامش ایران است.»
سعید مطلبی، کارگردان و فیلمنامهنویس، به دلیل کسالت و شرایط جسمی، نتوانست در مراسم حضور پیدا کند، اما به همین مناسبت پیامی صوتی برای علیرضا داوودنژاد ضبط و ارسال کرد.
«علم و دانش عناوین بسیاری دارد که «استاد» یکی از آنهاست، اما برای عشق هیچ عنوانی وجود ندارد و هر عنوانی برای عشق، حقیر و کوچک است.
سینما با وجود اساتیدش باقی نماند؛ سینما را عاشقان سینما برپا نگه داشتند و برای این عاشقان سینما، هر عنوان و لقبی جایگاه خود را دارد.
شاید تنها نامی که نظامی کبیر برای یک عاشق برگزید، برازنده این عاشقان سینما باشد: «مجنون». علیرضا داوودنژاد، چه در آن زمانی که برای نخستینبار او را مقابل پلاک شماره شش کوچه وزیری دیدم و در جستوجوی راهی برای حضور در سینما، و چه در تمام این دههها که ناظر کارهایش بودم، همان مجنون سینما بود.
اوست که میتواند به عناوین شرف بخشد، نه عناوین به او.
وجودش برای سینما مغتنم است و من به سینما، به خاطر حضور عاشقانی همچون داوودنژاد، تبریک میگویم.»
منوچهر محمدی، تهیهکننده سینما، درباره اشتراکات خود با علیرضا داوودنژاد گفت: «من و آقای داوودنژاد یک وجه مشترک داریم و آن این است که هر دوی ما این امکان را پیدا کردیم که با یک شخصیت بزرگوار، مرحوم علی صفایی حائری، اندکی معاشرت داشته باشیم.»
او ادامه داد: «فکر میکنم مستندهایی که درباره ایشان ساخته شده و صحبتهایی که در این زمینه داشتهایم، نشان میدهد که رگههایی از آن حالوهوا در فیلمهای هر دوی ما وجود دارد. یادشان گرامی؛ قطعاً تأثیر ایشان بر ما قابل انکار نیست.»
محمدی در ادامه با اشاره به ویژگیهای شخصیتی و حرفهای داوودنژاد اظهار کرد: «از زمانی که علیرضا را شناختهام، میتوانم چند ویژگی شخصی را درباره او نام ببرم. یکی از مهمترین آنها، عاشق سینما بودن است.»
این تهیهکننده افزود: «علیرضا یک تجربهگر واقعی است. هیچوقت ندیدم که در مواجهه با تجربههای تازه، دست به عصا حرکت کند. به نظرم یکی دیگر از وجوه مهم شخصیت او، همین روحیه تجربهگرایی است.»
محمدی خاطرنشان کرد: «در میان برخی از همکاران ما، گاهی راهی که دیگران رفتهاند، اگر نتیجه خوبی داشته باشد، با خیال آسودهتری دنبال میشود؛ اما این روحیه تجربهگرایی در علیرضا همیشه وجود داشته و دارد.»
او در پایان سخنانش گفت: «بهخصوص امروز شنیدم که او به سمت تجربه کار با هوش مصنوعی هم رفته است. از شنیدن این موضوع بسیار خوشحال شدم.»
روحالله حسینی یکی از مدیران سینمایی هم در سخنانی درباره سبک فیلمسازی علیرضا داوودنژاد گفت: «وقتی میخواهیم درباره کسی صحبت کنیم که بیش از ۵۰ سال در سینما حضور داشته، وسوسه بزرگی وجود دارد که از عناوین فیلمها، کارنامه بلندبالا، جوایزی که دریافت کرده و درباره هنرمندی او صحبت کنیم. اما فکر میکنم ادای احترام واقعی به یک هنرمند و سینماگر مانند علیرضا عزیز، تلاش برای فهمیدن این نکته است که او اساساً چگونه ساخته شده و چگونه به سینما نگاه میکند.»
او ادامه داد: «برای فهم سینمای آقای داوودنژاد، بهویژه دورهای که از نظر من مهمترین دوره حرفهای و فیلمسازی ایشان است، از «مصائب شیرین» شروع میکنم و تا «روغن مار» پیش میروم.»
حسینی با اشاره به یکی از پرسشهای بنیادین نظریه سینما اظهار کرد: «من به یک پرسش بنیادین در تاریخ نظریه سینما برمیگردم؛ اینکه اساساً رابطه دوربین با واقعیت چیست؟ البته آقای داوودنژاد خودشان این پرسش را در صورتبندی کلیتری مطرح کردهاند و از رابطه سینما و زندگی صحبت میکنند. در مدرسه ملی سینمای ایران ساعتها پای صحبتهای ایشان نشستیم و از این نگاه بهره بردیم.»
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به دیدگاههای آندره بازن، نظریهپرداز برجسته سینما، گفت: «آندره بازن در دهه ۱۹۴۰ مقاله مهمی با عنوان «هستیشناسی تصویر عکاسی» نوشت و در آن مقایسهای میان سینما و عکاسی از یک سو و نقاشی از سوی دیگر انجام داد. بازن، سینما و عکاسی را برخلاف نقاشی، هنرهایی میداند که ارتباطی بسیار مستقیم و بلاواسطه با واقعیت دارند. اگر در نقاشی، دست و ذهن هنرمند میان ما و جهان قرار میگیرد، در سینما این فاصله تا حد زیادی وجود ندارد و دوربین با نوعی ضبط مکانیکی، واقعیت را ثبت میکند.»
او افزود: «بازن تعبیر بسیار زیبایی دارد؛ انسان همواره دوست دارد ردی از واقعیت، از چیزی که زیسته و تجربه کرده، در مقابل میرایی و فناپذیری باقی بگذارد.»
حسینی در ادامه با اشاره به فیلم «روغن مار» گفت: «وقتی به سینمای آقای داودنژاد، بهویژه در همان دورهای که اشاره کردم، نگاه میکنید، فکر میکنم ایشان بهخصوص در «روغن مار» کاری انجام میدهد که حتی آقای بازن هم شاید برای آن آمادگی نداشته باشد.»
او ادامه داد: «داوودنژاد با جسارت تمام، به قول آقای اسعدیان، موبایلش را در دست میگیرد، به وسط بازار معرکهگیری میرود و شروع به فیلمبرداری از کسانی میکند که حتی خودشان هم نمیدانند در حال بازی کردن هستند.»
این استاد دانشگاه اظهار کرد: «بازن میگفت دوربین باید اجازه بدهد واقعیت خودش را عیان کند، اما آقای داوودنژاد از این هم جلوتر میرود. او برخلاف برخی شیوههای عمیق اما محاسبهشده، برنامهریزی قبلی و تماموکمال کارگردانی را کنار میگذارد.»
حسینی در پایان با اشاره به نقش خانواده در سینمای داوودنژاد گفت: «یک عنصر ایرانی دیگر هم در کار ایشان وجود دارد که بر آن تأکید میکنم و آن، «خانواده» است؛ خانواده واقعی خودشان که نه به مثابه بازیگر، بلکه بهعنوان شاهدان این واقعیت وارد عرصه میشوند. آن لحظه، همان لحظه تماس زندگی با سینماست.»
او خاطرنشان کرد: «کلیدواژهای که آقای شاهسواری هم همیشه به آن اشاره میکنند، «زندگی» است؛ همان زندگیای که در سینمای ما در حال کمرنگ شدن است.»
سپس علیرضا رئیسیان کارگردان و فیلمنامهنویس درباره ویژگیهای سینمایی و سبک فیلمسازی علیرضا داوودنژاد گفت: «آقای داوودنژاد مثل نقطه پرگار در مرکز دایره است؛ همیشه در مدار خودش حرکت کرده و در این مسیر، موضوعات، فیلمها و آدمهای متعددی را پرورش داده است. او سینما را با تمام وجود حس میکند.»
او ادامه داد: «کار سختی است که هم حرفهای باشید و هم تجربهگرا. در واقع، ترکیب این دو نیروی به ظاهر متضاد، کار بسیار دشواری است. اگر صرفاً حرفهای فیلم بسازیم، مخاطبان منتظر اثری هستند که از یک فیلمساز حرفهای انتظار دارند و اگر صرفاً تجربهگرا باشیم، تماشاگر خاصی منتظر آثارمان خواهد بود. جمع کردن همه این ویژگیها در کنار یکدیگر، کار سختی است و از هر کسی برنمیآید.»
محمدعلی فارسی، مستندساز درباره وجه اشتراک شهید مرتضی آوینی و علیرضا داوودنژاد گفت: «با وجود رفاقت نزدیکی که با علیرضا داشتم، همیشه برایم این سؤال مطرح بود که چه وجه اشتراکی میان علیرضا و شهید آوینی وجود دارد که پس از شهادت ایشان، به محل کار ما میآمد و انگار همیشه گمگشتهای داشت که به دنبال آن میگشت.»
او ادامه داد: «این سؤال همیشه با من بود تا روزی که برای عیادت از پسر علیرضا به شیراز رفتم. علیرضا آنجا به من گفت: «آدم گاهی گرفتار مسائلی میشود که نمیداند با خودش و خدا چه کار کند. من میخواهم بچهام برگردد، (به دلیل پیوند عضو) اما اگر قرار باشد بچه من برگردد، ممکن است بچه دیگری از دنیا برود. خدا چرا من را در این موقعیت قرار داده که باید بچه کسی را ببرد تا بچه من بماند؟ من چه کنم؟»»
فارسی افزود: «من همانجا برای نخستینبار متوجه یک وجه مشترک میان شهید آوینی و علیرضا شدم؛ اینکه هر دو سینماگر و مایه افتخار هستند. اما مهمتر از همه اینکه هر دو، انسانهای خاصی هستند.»
محمدرضا داودنژاد، بازیگر و برادر کوچکتر علیرضا داودنژاد، درباره تأثیر برادرش بر زندگی شخصی و حرفهای خود گفت: «من از بچگی، علیرضا را بهعنوان برادر بزرگترم میشناختم و از او بهعنوان یک استاد، خیلی چیزها یاد گرفتم. حالا بماند که در سینما چه چیزهایی از او آموختم؛ در زندگی هم علیرضا برای ما همین نقش استادی را داشت و تا امروز درسهای زیادی از او گرفتهام.»
او ادامه داد: «اما از همه چیز مهمتر برای من، عشق، معرفت و مرام بود؛ مسایلی که متأسفانه این روزها کمی کمرنگ شدهاند، اما این آدم همیشه سرشار از آنها بود. هیچوقت نتوانستم علیرضا را ببینم، با او گپ بزنم، عشق و محبت را در وجودش احساس نکنم.»
داوودنژاد با اشاره به تأثیر برادرش بر مسیر حرفهای خود در بازیگری نیز اظهار کرد: «من بازیگر هستم، اما علیرضا یک روز به من گفت: «یا فاتحه بازیگری در سینما را بخوان یا باید سیستم استانیسلاوسکی را یاد بگیری.» من آنقدر عاشق سینما بودم که انتخابم مشخص بود. حدود سه، چهار سال زمان گذاشتم تا این سیستم را یاد بگیرم و امیدوارم روزی بتوانم این تجربه و فن را به بازیگران جوان منتقل کنم؛ بهگونهای که بازیگر بتواند نه صرفاً مقابل دوربین، بلکه در برابر دوربین زندگی کند.»
او در ادامه با قدردانی از برگزارکنندگان مراسم و تأکید بر ضرورت توجه به پیشکسوتان سینما گفت: «ممنونم که این مراسم را برگزار کردید و امیدوارم چنین مراسمهایی بیشتر تکرار شود.»
داوودنژاد افزود: «واقعاً اگر این مراسمها برای استادان سینما تکرار شود، مثل این است که فتیله چراغ عشق در وجودشان بالاتر میآید و این عشق در مجموعه سینما جاری میشود؛ آنوقت میتوانیم این عشق را در فیلمها احساس کنیم.»
رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی هم درباره ویژگیهای سینمای علیرضا داوودنژاد گفت: «علیرضا داوودنژاد صرفاً فرزند زمانه خودش نیست، بلکه میتواند زمانه را نیز به چالش بکشد و آثاری خلق کند که با شرایط روز ارتباط برقرار کنند. «خلع سلاح» نمونهای از همین نگاه است.»
او ادامه داد: «علیرضا داوودنژاد تجربه فردی و زیسته خود را گسترش میدهد و خانوادهاش را نیز در معرض یک تجربه زیسته قرار میدهد تا بتواند زندگی را ثبت کند. برای او، سینما با زندگی پیوندی عمیق دارد.»
فریدزاده در ادامه با اشاره به علاقه داوودنژاد به فناوری و تجربههای نو افزود: «نکته جالب دیگر برای من، ارتباط علیرضا داوودنژاد با فناوری و بهویژه هوش مصنوعی است. در زمانی که هوش مصنوعی هنوز تا این اندازه در دسترس عموم نبود، او به این موضوع فکر میکرد و از آن استفاده میکرد.»
رئیس سازمان سینمایی در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به درگذشت بهرام بیضایی و واکنش داوودنژاد به این اتفاق گفت: «زمانی که خبر درگذشت آقای بیضایی را شنیدیم، علیرضا با بغض به من گفت: «کاری کنید که پیکر آقای بیضایی برگردد.» او درد فقدان را میدانست و میدانست که با رفتن هر یک از این بزرگان، بخشی از فرهنگ و هنر این سرزمین از دست میرود.»
فریدزاده ادامه داد: «خانه فرهنگ و هنر ما آرامآرام از روح بلند هنرمندانش تهی میشود و همین مسئله، اهمیت حفظ و پاسداشت سرمایههای انسانی و هنری این سرزمین را دوچندان میکند.»
علیرضا داوودنژاد، کارگردان و فیلمساز، درباره وضعیت کنونی سینمای ایران و مهمترین چالشهای آن گفت: «یکی از مشکلات تاریخی سینمای ایران، دو مسئله مهم یعنی «سانسور» و «ناامنی بازار» است. این دو مسئله فاصلهای میان سینما و زندگی ایجاد کردهاند و باعث شدهاند سینمایی که از زندگی بریده است، در فضایی ناامن و نامطمئن رها شود.»
او ادامه داد: «روی کاغذ شاید نگوییم سینما ورشکسته است، اما واقعیت بازار چیز دیگری را نشان میدهد. از تلویزیون هم که آنچنان خبری نیست. وقتی وضعیت ورزش، علم و فناوری در کشور را میبینیم، واقعاً نمیدانم چرا سینما نتوانسته جایگاه خودش را پیدا کند.»
داوودنژاد افزود: «شاید دلیلش این باشد که برخی کسانی که امور را میچرخانند، هنوز تبعات تصمیمها و سیاستهایشان را بهدرستی ندیدهاند. اما اگر قرار باشد فیلم، فیلم نباشد و سینما نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، نمیدانم چه آیندهای در انتظار ما خواهد بود.»
این فیلمساز با اشاره به مشکلات اکران اظهار کرد: «ما مسئله اکران را هم داریم و چیزی به نام «اکران دوم» عملاً معنای سابق خودش را از دست داده است. البته با شرایط جدید جهان صوتی و تصویری، شاید این مفاهیم نیز در حال تغییر باشند، اما در نهایت مسئله اصلی این است که سینمای ما باید از این وضعیت نجات پیدا کند و امنیت و امکان فعالیت حرفهای به آن بازگردد.»
او با اشاره به تغییرات جهان رسانهای گفت: «امروز دیگر کسی نیست که نداند جهان ما بهسرعت در حال تبدیل شدن به جهانی صوتی و تصویری است. همانطور که حیات از آب به خشکی مهاجرت کرد، ما هم بخش بزرگی از زندگی خود را به جهان تصویر و صدا منتقل کردهایم و حتی این جهان نیز بهتدریج در حال تغییر است.»
داوودنژاد ادامه داد: «این یعنی بستهبندی نور و صدا و تولید آثار صوتی و تصویری و مهمتر از همه، توانایی این رسانه برای باورپذیر کردن آثار هنری. تا زمانی که این موضوع جدی گرفته نشود، اتفاق جدیای هم رخ نخواهد داد؛ مگر اینکه سینما بتواند دوباره با زندگی ارتباط برقرار کند.»
او با تأکید بر اهمیت تجربه زیسته در سینما گفت: «من یک زندگی و یک تجربه زیسته دارم. اگر فیلمی ببینم که هیچ نسبتی با آنچه زیستهام، دیدهام و تجربه کردهام نداشته باشد، طبیعی است که نمیتوانم با آن ارتباط برقرار کنم؛ مگر اینکه اثری صرفاً سفارشی یا همراه با سفارش باشد.»
داوودنژاد در ادامه خاطرنشان کرد: «البته شرایط موجود را درک میکنم، اما اگر قرار است یک منظومه هنری و رسانهای موفق داشته باشیم، چارهای نداریم جز اینکه میان زندگی ایرانی و سینمای ایرانی رابطهای صمیمیتر و واقعیتر برقرار کنیم.»
او تأکید کرد: «مهمتر از علاقه ما به سینما، نقش سینما در جهان جدید است. جهان جدید، جهان تصویر و صداست؛ جهانی که میتواند آثار هنری و رسانهای را باورپذیر کند.»
این کارگردان در پایان با اشاره به ضرورت توجه به آموزش و پژوهش در سینما گفت: «مسئله آموزش، پژوهش و رابطه سینما با زندگی بسیار مهم است. باید ببینیم آموزش سینما چه وضعیتی دارد، پژوهش در سینما در چه جایگاهی است و برای تربیت نسل جدید چه کردهایم.»
داودنژاد افزود: «ما باید روی آموزش، کاهش ممیزیهای پیچیده، ایجاد امنیت برای سینما و سامان دادن به بازار تمرکز کنیم. اینها مسائلی است که سینمای ایران برای رسیدن به سرانجامی بهتر به آنها نیاز دارد.»
زهرا داوودنژاد، دختر علیرضا داوودنژاد، در بخشی از یادداشتی که برای پدرش نوشته بود، درباره نقش او در زندگی خود گفت: «فکر میکنم پدر شدن، به نوعی سختتر از مادر شدن است. برای زنان و مادران، فداکاری، گذشت، مهربانی و تعهد به خانواده تا حد زیادی در خلقت و طبیعت آنها نهادینه شده است، اما برای مردان شاید اینگونه نباشد.»
او ادامه داد: «به همین دلیل، پدرانی که با نهایت تعهد و پایداری، فرزندانشان را در اولویت زندگی خود قرار میدهند، شایسته ستایش و سپاساند؛ چرا که آگاهانه و با اراده خود، مهرورزی و مهر بخشیدن را سرلوحه زندگیشان قرار دادهاند.»
زهرا داوودنژاد در ادامه با اشاره به دشواریهایی که پدرش در زندگی پشت سر گذاشته است، نوشت: «من به چشم خویشتن دیدم که در حالی که دنیا و روزگار مشغول زندهبهگور کردن تو بودند، چگونه برای بقای معنادار جنگیدی؛ چگونه به آسمان و ستارهها و ابرها، به خورشید و ماه و کوهها، به جنگلها و درختان و دشتها، به دریا و صدف و گوشماهی خیره شدی، پناه بردی، مقاومت کردی و پایداری کردی.»
او در بخش دیگری از این یادداشت، درباره حضور همیشگی پدرش در زندگی خود نوشت: «پدرم، تو بودی؛ حتی وقتی نبودی، تو بودی. حتی زمانهایی که دوستم نداشتی، قبولم نداشتی، از من راضی نبودی، با من قهر بودی یا از من عصبانی بودی، باز هم بودی.»
زهرا داوودنژاد در پایان با اشاره به فقدان مادرش و نقش پدرش در زندگی خود، نوشت: «شاید قصه همه با «یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود» شروع شود؛ اما قصه زندگی من از مادری که همیشه نبود و پدری که همیشه بود و در نهایت، از خودم و خدا، شروع میشود.»
انتهای پیام
پربیننده ترین
- ● انتقاد از فیلم محمدحسین مهدویان/ بازیهای درخشان، طراحی صحنه زیبا، گریمهای شگفتانگیز چرا در اختیار داستانی ضعیف قرار گرفته؟
- ● بدمن جذاب!
- ● «زوتوپیا ۳» در راه سینما
- ● جدیدترین وضعیت چنگیز وثوقی
- ● رازهای «میدان آلمان» چیست؟
- ● شیراز، شهری که سینمای جهان را مهمان خانه خود دید
- ● «خورشید میشود» به جشنواره آمریکایی رفت
- ● چه خبر از فیلمهای جدید جهان؟ بازگشت دایناسورها!
- ● «رُز»، رقیب جدید اسکار
- ● اتهام کلاهبرداری علیه سلنا گومز و مادرش
- ● همکاری بنیاد فارابی و معاونت علمی ریاستجمهوری برای ورود نخبگان به عرصه سینما
- ● اختتامیه سومین جشنواره ملی فیلم رفسنجان ۸ شهریور برگزار میشود
- ● از مجوزهای فیلمسازی تا چند خبر دیگر
- ● هنرمندی که در ۸۲ سالگی شگفتانگیز است
- ● چرا «ایرج» در فیلمفارسی خواند؟
آخرین اخبار
- ● اعلام آثار بخش فیلم کوتاه داستانی جشنواره فیلم کودک و نوجوان
- ● موفقیت لاله مرزبان در جشنوارۀ ونیز جای تبریک دارد یا تأسف؟
- ● آمادهسازی یک مستند با روایت فرهاد قائمیان
- ● فیلمهای منتخب کشورها برای اسکار بینالمللی؛ نپال، سنگاپور، اسرائیل، رومانی، کره جنوبی، شیلی و دیگران به فهرست پیوستند
- ● کامران قدکچیان: سینما دیگر جدی نیست
- ● مراسم اهدای نشان درجه یک هنری به علیرضا داوودنژاد
- ● علیرضا داودنژاد نشاندار شد/ بوسه «زهرا» بر دستان پدر در فقدان «رضا»
- ● شهاب حسینی با «بیدار» به سینما میآید
- ● 173 فیلم خارجی متقاضی حضور در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان 38
- ● نگار جواهریان با مساوات روی صحنه میرود
- ● خاطره شنیدنی داریوش ارجمند از «سگکشی» و بیضایی
- ● جدیدترین فیلم منتشرشده از رابعه مدنی و آرزویش
- ● مدیری که ماند تا برای جوانان شاهرود کار کند
- ● «زن ناشناس» صاحب شیر طلایی ونیز شد
- ● فعالیت مجدد سینما ۲۲ بهمن رشت پس از وقفه چندروزه

















