نگاهی به یکی از فیلمهای حاضر در جشنواره ۴۴ فیلم فجر؛
«غوطهور»، درامی ایدئولوژیک در لباس ژانر
فیلم «غوطهور» ساخته محمد جواد حکمی، از نخستین نماهای خود تمهیدات آشنا و استاندارد یک فیلم ژانر جنایی-پلیسی را به کار میگیرد.
به نقل از ایرنا، یک افسر کهنه کار آگاهی با بازی محسن قصابیان در آستانه ارتقا با پروندهای پیچیده و یک قاتل مرموز با بازی آیدا ماهیانی مواجه میشود. این چهار چوب، مخاطب را به سرعت در فضایی از تعلیق و تحقیق پلیسی قرار میدهد. کارگردان و عوامل فیلم نیز صراحتاً آن را در ژانر جنایی- اجتماعی یا پلیسی- معمایی معرفی میکنند.
با این حال نگاه دقیقتر به ساختار، شخصیتپردازی و اهداف روایی فیلم نشان میدهد که «غوطهور» بیش از آنکه وفادار به قواعد و لذتهای ذاتی ژانر جنایی- معمایی باشد، از آن به عنوان قالبی کاربردی برای انتقال بیانیهای ایدئولوژیک و اجتماعی استفاده کرده است. در حقیقت، این فیلم یک درام ایدئولوژیک با پوشش ژانر است که در نهایت، اولویت مفهومی خود را بر فرم ژانری تحمیل میکند.
از منظر صوری، فیلم بسیاری از المانهای الزامی را داراست. همان طور که حکمی کارگردان اثر اشاره میکند، سهگانه کلاسیک کارآگاه، قاتل و طعمه حضور دارد. کارآگاه، فردی تکرو و درگیر ضعفهای شخصی (بیخوابی و تردید) است که او را از سیستم جدا میکند. این ویژگی، او را در سنت کارآگاهان کلاسیک سینما، مانند شخصیت فیلم «بیخوابی» که حکمی به آن اشاره میکند، قرار میدهد. تعقیب و گریز، تحقیق و نقطه اوج تقابل فیزیکی نیز در جای خود قرار دارند. مهران غفوریان، بازیگر فیلم، آن را یک قصه روان پلیسی بدون گرههای بیش از حد توصیف میکند که نشاندهنده تلاش برای رعایت روانی روایت ژانر است. بنابر این، در نگاه اول، فیلم به درستی در چارچوب ژانر جای میگیرد.
اما مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که ابهام، قلب تپنده هر اثر معمایی، به حاشیه رانده میشود. در یک فیلم ناب جنایی- معمایی، کشف حقیقت، حل پازل، ردیابی سرنخها و غلبه بر هوش مجرم، محرک اصلی داستان و منبع لذت مخاطب است. در «غوطهور»، اما، این فرآیند به شکلی سطحی و شتابزده صورت میپذیرد.
در واقع انگیزه اصلی قاتل (ماهک) به وضوح و عمق لازم پرداخته نمیشود و دیر افشا میگردد. این ضعف تصادفی نیست؛ حکمی صراحتاً بیان میکند که فیلم قصد نداشت به سمت بررسی ریشههای روانشناختی شخصیتها برود. این اعتراف، کلید فهم نگرش فیلم به ژانر است. شخصیت قاتل، نه به عنوان یک ضدقهرمان پیچیده با انگیزههای قابل کاوش که بیشتر به عنوان نماد یا تجسمی از یک انحراف اجتماعی تلقی میشود. هدف فیلم، واکاوی روانکاوانه یا ارائه یک تقابل فکری جذاب نیست بلکه نشان دادن تبعات ویرانگر آن انحراف از منظری از پیش تعیین شده است.
این نگاه، مستقیماً از جهان بینی سازنده سرچشمه میگیرد. حکمی یک طلبه است، سینما را صراحتاً «یک ابزار تبلیغاتی نوین» و «منبری جدید» برای انتقال دغدغهها و پیامهایش معرفی میکند. او «غوطهور» را متعلق به سینمای توحیدی میداند، سینمایی که در آن خدا مرکز هستی است حتی اگر قهرمان شکست بخورد. این چهار چوب فکری، به طور اجتناب ناپذیری بر ساختار ژانر سایه میافکند. در نتیجه، فیلم به جای متمرکز شدن بر ابهام اخلاقی، پیچیدگی روانی و معما گراییِ خاکستریِ ذاتی ژانر نوآر به سمت یک روایت دوگانه گرایانه خیر در مقابل شر، سلامت در مقابل انحراف میل میکند. تنش اصلی نه لزوماً بین کارآگاه و قاتل به عنوان دو ذهن مقابل که بین سالم بودن سیستم اخلاقی مورد نظر فیلم و غوطه وری در گناه است.
این اولویت بر شخصیت پردازی کارآگاه نیز تأثیر میگذارد. حسن کارخانه اگرچه تیپیکال است پلیسی تنها و دور از خانواده، اما تکروی او نه صرفاً یک ویژگی دراماتیک برای افزایش تعلیق که عمدتاً زمینه ساز یک فداکاری مطلق در پایان است. او مجبور است پروتکلها را دور بزند، اما این دور زدن در نهایت نه برای حل هوشمندانه معما، بلکه برای رسیدن به موقعیتی تراژیک طراحی شده که در آن قربانی شدنش برای نجات دیگری، پیام نهایی فیلم درباره ایثار و عمل بر اساس آرمان را به کرسی بنشاند. بنابراین، قوس شخصیتی او در خدمت یک گزاره اخلاقی- ایدئولوژیک است، نه تکامل درونی یک کارآگاه در مواجهه با پیچیدگیهای یک پرونده.
در نهایت، «غوطهور» را میتوان نمونهای از تلقین ژانر دانست. فیلم، لباس ژانر پلیسی- معمایی را بر تن میکند تا برای مخاطب عام جذاب باشد و پیام خود را در قالبی پرطرفدار ارائه دهد. اما در عمق روایت، عناصر ژانر از معما گشایی پیچیده تا روان کاوی مجرم و ابهام اخلاقی تحت الشعاع هدف اصلی یعنی «تبلیغ» یک نگاه دینی خاص به مسئله انحرافات جنسی و ارائه یک الگوی قهرمانی «توحیدی» قرار میگیرند. از این منظر، فیلم اگر چه در قالب ژانر جنایی- معمایی میگنجد و از تمهیدات آن استفاده میکند اما به دلیل زیر مجموعه کردن اصول روایی و روانشناختی ژانر به یک بیانیه از پیش تنظیم شده، از تبدیل شدن به یک اثر ناب و درخشان در این ژانر باز میماند. قدرت اصلی آن نه در ایجاد هیجان پیچیده معمایی که در القای حس تکلیف و ارائه یک موعظه سینمایی است.
پربیننده ترین
- ● دولتآبادی، فرمانآرا، انتظامی، احمدی در خاکسپاری «بزرگمرد کوچک»
- ● هزینه حضور مهناز افشار در جشنواره کن و انتشار عکسهایش را چه کسی پرداخت کرد؟
- ● علی نصیریان: ایران ریشهدار است، ۲۵۰ ساله نیست
- ● جدیدترین آمار فروش سینماها بعد افزایش قیمت بلیت
- ● کمدیها گیشه جنگزده سینما را تکان دادند؛ «آنتیک» پرفروش شد
- ● روایت اصغر فرهادی از ایران و جنگ
- ● قوانین داخلی میتواند جلوی شبکههای ماهوارهای را بگیرد؟
- ● شراره رخام در یک اجرای ویژه
- ● نوید محمدزاده روی صحنه میرود
- ● درآمد آسان شبکههای ماهوارهای!
- ● پشت پرده پخش فیلمها در ماهواره
- ● سینماگران ایرانی در میان برندگان کن
- ● پول بدهید تا فیلمتان را در ماهواره پخش نکنیم!
- ● چگونه جنگ را به زبانی امروزی روایت کنیم؟ /تقدسگرایی در سینمای دفاع مقدس تغییر نکرده، روایت تغییر کرده
- ● مسیر اسکار در یک رقابت دشوار باز شد!
آخرین اخبار
- ● با بیش از ۹۸ هزار مخاطب؛ سهشنبه پرمخاطبترین روز سینما شد
- ● به بهانه پخش یکی از عاشقانهترین آثار بیضایی
- ● مرور کارنامه نولان؛ از «بتمن» تا «اُدیسه»
- ● دورخیز «شمشیر و اندوه» برای اکران محرم/ «رویاشهر» راهی ایتالیا شد
- ● عدهای دوست نداشتند «آژانس شیشهای» ساخته شود !
- ● خاطرهی ابراهیم حاتمیکیا از اولین موشک باران بعثیها
- ● نخل طلای کن به کدام فیلم میرسد؟
- ● ۳۵۰۰ سینماگر علیه میلیاردر فرانسوی
- ● لگوهای ایرانی چگونه غولهای رسانهای غرب را کیشومات کردند؟
- ● هزینه حضور مهناز افشار در جشنواره کن و انتشار عکسهایش را چه کسی پرداخت کرد؟
- ● «بالا ده» آماده اکران میشود/ فیلمی با بازی پیمان معادی و فرشته صدرعرفایی
- ● سینماگران ایرانی در میان برندگان کن
- ● روایت اصغر فرهادی از بازگشت به ایران
- ● روایت هالیوود از شکست آمریکا در ایران
- ● واکنش فعالان سینمایی در کن به شهادت کودکان میناب