کدخبر: ۵۸۸
۱۹ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۴۵
چاپ
لینک کپی شد

نگاهی به بازی حسین پور کریمی در ( زنده شور)

متفاوت و کم‌سر‌و‌صدا دارد؛ حضوری که نه با نمایش بیرونی احساسات، بلکه با نوعی خویشتن‌داری آگاهانه شکل می‌گیرد.

محمد مهرآفرین

متفاوت و کم‌سر‌و‌صدا دارد؛ حضوری که نه با نمایش بیرونی احساسات، بلکه با نوعی خویشتن‌داری آگاهانه شکل می‌گیرد. بازی او در این فیلم بر پایه حذف بنا شده است؛ حذف واکنش‌های اضافی، حذف توضیح مستقیم و حذف تلاش برای جلب توجه. همین رویکرد، شخصیت را مرموز و در عین حال باورپذیر می‌کند.
پورکریمی در زنده‌شور بیش از آنکه «بازی» کند، بدنش واکنش نشان می‌دهد پیش از آنکه کلام وارد شود و صورتش حامل تنشی است که اغلب سرکوب شده باقی می‌ماند. این سرکوب نه ضعف، بلکه انتخابی هوشمندانه است؛ انتخابی که با فضای سرد و واقع‌گرای فیلم هماهنگ است و به شخصیت عمق می‌دهد.
نکته قابل توجه در این اجرا، نحوه مواجهه بازیگر با موقعیت‌های بحرانی است. پورکریمی به‌جای اوج‌گیری‌های ناگهانی یا انفجارهای احساسی، مسیر فرسایشی را انتخاب می‌کند؛ مسیری که فشار را آرام‌آرام جمع می‌کند و اثرش را دیرتر اما ماندگارتر می‌گذارد. تماشاگر ناخواسته وارد این فشار می‌شود و تا پایان، بار روانی شخصیت را با خود حمل می‌کند.
بازی حسین پورکریمی در زنده‌شور نمونه‌ای از اجرایی است که به اعتماد به متن و کارگردان تکیه دارد. او خود را در مرکز قاب قرار نمی‌دهد، اما حضورش به‌تدریج وزن پیدا می‌کند و در بافت کلی فیلم جا می‌افتد. این جنس از بازی، نه فریاد می‌زند و نه توضیح می‌دهد؛ فقط باقی می‌ماند، درست مثل حس تلخی که زنده‌شور پس از پایان در ذهن تماشاگر به جا